اخلاق و تربيت اسلامى

اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٠

حتى از ذكر خوبى‌هاى افراد نيز- اگر راضى نباشند- بايد خوددارى كرد. چرا كه صحبت از ديگران، (اموال، فرزندان، مشخصات ظاهرى و ...) خود مقدمه‌اى براى ذكر كاستى‌ها خواهد شد و يا فسادى را به دنبال خواهد داشت.
اين تعريف، برگرفته از روايت رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه در معناى غيبت فرمود:
«ذِكْرُكَ اخاكَ بِما يَكْرَهُ» «١» غيبت آن است كه از برادر دينى‌ات به‌گونه‌اى ياد كنى كه خوشايند او نباشد.
* عيب‌جويى كه در روايات از آن به «طلب العثرات» تعبير شده به معناى تجسّس در زندگى افراد و يافتن عيب‌ها و زشتى‌هاى آنها است.
* عيب‌جويى در برخى موارد، مقدّمه غيبت مى‌شود و آن، زمانى است كه شخصى در پى عيب شخص ديگر باشد تا آن را براى ديگران نقل كند و آبرويش را بريزد. «٢» الف- غيبت‌ ١- نهى و نكوهش‌ آيات و روايات اسلامى با لحن تندى از «غيبت» نكوهش كرده‌اند و رهبران معصوم با جدّيت از پيروان خويش خواسته‌اند كه به اين رذيله آلوده نگردند؛ امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«لا تُعَوِّدْ نَفْسَكَ الْغيبَةَ فَانَّ مُعْتادَها عَظيمُ الْجُرْمِ» «٣» خويشتن را به غيبت عادت نده. چرا كه معتاد به غيبت، جرمش سنگين است.
روزى شخصى در محضر حضرت سيدالشهدا عليه السلام خواست غيبت كند، امام به او اجازه نداد و فرمود: