اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥١
«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «١» كسى كه سينهاش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناهى ندارد.
اين موضوع بسيار روشن و بديهى است، چرا كه برملا ساختن اسناد محرمانه، اطلاعات كافى در اختيار دشمن مىگذارد و او با آگاهى كامل از وضعيت نظامى، اقتصادى، سياسى و غيره همه خاكريزهاى ما را فتح كرده، زندگى را برايمان غير ممكن مىسازد.
٢- ذلّت و خوارى: افشاى اسرار، در واقع همسو شدن با دشمن در ذلت و خوارى نيروهاى خودى است، زيرا دشمن به وسيله اطلاعات به دست آمده، بهتر و سريعتر مىتواند به ما ضربه كارى وارد كرده، از هستى ساقط كند. حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى فرمود:
«وَ لا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتَذِلَّ» «٢» زمام گردن (اسرار) خويش را به دست مردم نده كه خوار خواهى شد.
٣- اسارت و بيچارگى: افشاى اسناد محرمانه، برابر با امضاى سند اسارت و بيچارگى ملّت است. امام على عليه السلام در اين باره فرمود:
«سِرُّكُ اسيرُكَ فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ» «٣» راز تو اسير توست، ولى اگر افشايش نمايى، تو اسير آن مىشوى.
تاريخ، فراوان به ياد دارد كه ملّتى به سبب برملا شدن اسناد محرمانه و طبقهبندى شدهاش، مجبور شده سالها ننگ و رنج اسارت را تحمّل كند و تن به خوارى و بيچارگى و بدبختى بدهد.
٤- شرّ و بدى: امير مؤمنان عليه السلام بدىها و بديُمنى ملّت را در افشاى اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است: