اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥١
درس نوزدهم تملق و چاپلوسى بسيارى از دانشمندان علم اخلاق معتقدند كه خلق نيكو حدّ وسط ميان افراط و تفريط خصلتهاى آدمى است كه هر دو طرف ناپسند است. مثلًا «تهور» و «بزدلى»، دو نمونه از افراط و تفريط در استفاده از قوّه غضب است كه هر دو ناپسندند و ميانگين آن دو، «شجاعت» ناميده مىشود كه بسيار پسنديده است.
مدح و تمجيد معقول و واقعى از ديگران، كارى پسنديده و در مواردى لازم و ضرورى است ولى مبالغه در ثناگويى و تعريف و تمجيد ناحق از ديگران كه افراط در قضيه است و تملّق و چاپلوسى نام دارد كارى بس زشت و نكوهيده است. چنان كه خوددارى از تحسين و مدح واقعى در هنگام ضرورت، طرف تفريط و ناپسند است.
امير مؤمنان عليه السلام حدود افراط و تفريط و جايگاه شايسته آن را بدين گونه ترسيم مىكند:
«الثَّناءُ بِاكْثَرَ مِنَ الْاسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَالتَّقْصيرُ عَنِ الْاسْتِحْقاقِ عَىٌّ اوْ حَسَدٌ» «١» تعريف بيشتر از استحقاق، چاپلوسى و كمتر از آن، ناتوانى يا حسدورزى است.
انگيزههاى چاپلوسى تملّقگويى منحصر در افراد يا قشر و طبقه خاصّى نيست و با انگيزههاى گوناگون از سوى عموم طبقات، به منصه ظهور مىرسد و ممكن است عالم براى جاهل، استاد براى شاگرد، فرمانده براى فرمانبر، ثروتمند براى مستمند، قوى براى ضعيف چاپلوسى كند و بر عكس. چرا كه هر كس براساس انگيزهاى متملّق مىشود و انگيزهها نيز نوعاً در