اخلاق و تربيت اسلامى

اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٥

حدود عفو اندكى تأمّل در موارد به‌كارگيرى كلمه عفو در متون اسلامى نشان مى‌دهد كه اين واژه گاهى در برابر انتقام و گاهى در برابر عقوبت و مجازات به كار مى‌رود. آنجا كه عفو در برابر انتقام به كار گرفته شده، چون منظور از انتقام، تسكين خاطر انتقام گيرنده است و او تمام همّت خود را صرف فرو نشاندن آتش خشم خويش مى‌سازد و هيچ‌گونه نظرى به اصلاح و هدايت طرف مقابل ندارد، در اين صورت عفو، صد در صد يك ارزش محسوب مى‌شود. ولى اگر عفو در برابر عقوبت و مجازات شخص خطاكار به كار رود و انسان متحيّر شود بين اين كه خطاكار را ببخشد يا او را به طور عادلانه مجازات كند، ديگر عفو به طور مطلق ارزش محسوب نمى‌شود و مجازات هم هميشه ناپسند و نكوهيده نيست، بلكه انتخاب يكى از دو راه تا حدود زيادى بستگى به دو عامل تعيين كننده دارد:
١- نوع جرم ٢- وضعيّت مجرم‌ اگر جرم و تجاوز نسبت به حقوق شخصى باشد و زيان ناشى از خطا و لغزش، متوجّه فرد يا گروه محدودى شود، در اين صورت عامل دوم (وضعيّت مجرم) تعيين كننده است؛ به اين معنا كه بايد ديد آيا عفو و اغماض، موجب پشيمانى و اصلاح مجرم مى‌شود يا بر جرأت و جسارت او در تكرار عمل ناپسندش مى‌افزايد. انسان‌هاى با فضيلت و بزرگوار، اگر طرف مقابل را از كرده خود پشيمان و شايسته عفو و بخشش ببينند، به سادگى از او درمى‌گذرند؛ امّا اگر به اين نتيجه برسند كه عفو اخلاق و تربيت اسلامى ١٣١ اهميت اداى حقوق مردم ص : ١٣١ مجرم، او را گستاخ‌تر مى‌سازد و گذشت بزرگوارانه آنان را حمل بر ضعف يا ترس مى‌كند، او را به خاطر جرمش تحت تعقيب قانونى قرار مى‌دهند تا به كيفر عمل خود برسد.
به‌كارگيرى بخشش در مورد اشخاص لايق و خوددارى از عفو در خصوص افراد فرومايه، همواره مورد توصيه و تأكيد پيشوايان بزرگوار اسلام بوده است.
امام على عليه السلام، كسى را كه از روى علم و اطّلاع مرتكب جرمى شده، شايسته عفو ندانسته، مى‌فرمايد: