اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٤
كند، حجاج كه از آمدن بىموقع و چاپلوسانه عبدالله، دلگير شده بود و گويا به بستر خواب رفته بود، اجازه نداد كه عبدالله با او مصافحه كند، بلكه پاى خود را از زير لحاف بيرون آورد و گفت: با پاى من بيعت كن و برو! «١» ٤- خود كمبينى كسانى كه به رذيله چاپلوس اخلاق و تربيت اسلامى ١٦٠ درس بيستم: غيبت و عيبجويى ى آلودهاند، از شخصيت و ارزش خود بىاطلاعاند؛ چرا كه وقتى انسان قدر خود را شناخت و به ارزش انسانى خود پى بُرد، مىكوشد تا آن را به هيچ بهايى نفروشد، ولو به فقر و حبس و تنزل مقام ظاهرى دنيا مبتلا شود. انسان خليفه خدا بر روى زمين است و مسجود فرشتگان؛ همه عالم براى او خلق شده و گردش زمين و آسمان به خاطر وجود با ارزش او است. انسان مىتواند با دورى از دنيا و با روى آوردن به آستان حضرت حق، دوباره مورد تعظيم و تكريم همه موجودات قرار گيرد. از اين رو وقتى انسان خود را شناخت و به ارزش خود پى برد، و بداند كه مرغ باغ ملكوت است- هيچگاه- و به ويژه براى امور مادى و دنيايى- تن به ذلّت و حقارت و خفّت نمىدهد و زبان به مدح و ستايش بى جا براى همنوع خود نمىگشايد! مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك چند روزى قفسى ساختهاند بهر تنم پيامدها هر يك از كردار، گفتار و صفات زشت آدمى، اثرى نامطلوب در فرد يا جامعه بر جاى مىگذارد كه امكان دارد تند يا كند، گذرا يا ماندگار، وسيع يا محدود و دنيوى يا اخروى باشد. برخى از آثار چاپلوسى نيز بدين قرار است:
١- فاسد كردن افراد و اجتماع تمجيد و ستايش بى جا، موجب صحّه گذاردن چاپلوسانه بر كارهاى ديگران، دفاع منفعتطلبانه و چشمپوشى از نواقص دوستان و آشنايان، دروغگويى و دورويى، مىشود و گاه افراد بىهويّت، با مدح بىجاى افراد نادان، خود را انسانى وارسته و كامل