اخلاق و تربيت اسلامى

اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٣

ضررى را متوجّه او سازد. از اين رو على عليه السلام فرمود:
«فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ» «١» بينديش، سپس سخن بگو تا از لغزش‌ها در امان باشى.
در سخنى ديگر انديشه پيش از سخن را نشانه خردمندى و ناپخته سخن گفتن را علامت بى‌خردى دانسته، مى‌فرمايد:
«لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْاحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ» «٢» زبان خردمند در پس قلبش قرار دارد، ولى قلب ابله در پس زبانش.
آورده‌اند كه مردى پارچه‌اى زربفت و گرانبها بافته بود. با خود انديشيد كه بهتر است اين طاقه زربفت را به سلطان هديه كنم و جايزه‌اى بگيرم. از اين رو، به دربار سلطان شتافت و اجازه ورود خواست و طاقه زربفت را ارائه داد. سلطان كه از آن اثر هنرى خوشحال و شگفت زده شده بود، از اطرافيان خود براى چگونگى استفاده از آن نظر خواست. يكى از آنان گفت: «اين پارچه براى انداختن روى مركب شما مناسب است.» ديگرى آن را براى پوشش تخت سلطنت مناسب‌تر دانست. سومى گفت: «براى پرده درب كاخ سلطنتى بهتر است.» سلطان گفت: «بهتر است نظر بافنده هنرمند را نيز جويا شويم، شايد نظر بهترى داشته باشد.» آن گاه رو به مرد پارچه باف كرد و پرسيد: «اين پارچه زربفت براى چه مصرفى مناسبتر است؟» مرد بيچاره! بدون آنكه عاقبت كار خويش و موقعيّت مجلس را بسنجد، گفت: «قربان! به نظر حقير، اين پارچه فقط براى انداختن روى جنازه پادشاه مناسب است!» «٣» بدين ترتيب نه‌تنها خود را از گرفتن جايزه سلطان بى‌بهره ساخت كه خطرى بزرگ نيز براى جان خود آفريد.