اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٣
درس هفتم: اعتدال و ميانهروى اعتدال از ريشه عدل، به معنى ميانهگيرى ما بين دو حالت يك چيز از نظر كمّى و كيفى و تناسب برقرار كردن ميان آن دو است، چنانكه به روزها و شبهاى بهارى و پاييزى كه اندازه يكديگرند، «اعتدال بهارى و پاييزى» گفته مىشود. «١» برگردان فارسى اعتدال «ميانهروى» استكه بر پرهيز از افراط و تفريط در هركارى اطلاق مىشود و واژه معادل عربى آن «اقتصاد» است كه در فرهنگ اسلامى كاربرد بيشترى دارد.
ضرورت اعتدال نظام عالم براساس هندسهاى دقيق پىريزى گشته است.
جهان چون چشم و گوش و خدّ و ابروست كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست آفريننده حكيم «عالم تكوين» فرمانده تواناى «عالم تشريع» نيز هست؛ «وَ هُوَ الَّذى فِى السَّماءِ الهٌ وَ فِى الْارْضِ الهٌ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْعَليمُ» «٢» و او كسى است كه در آسمان خداست و در زمين نيز خداست و او بسيار با حكمت و دانش است.
آفرينش انسان نيز از چنين قانونى پيروى مىكند و هرگز نارسايى و نوسان در اصل خلقت او وجود ندارد از او نيز خواسته شده كه هماهنگ با عالم آفرينش در صراط مستقيم «عدالت و اعتدال» گام نهد و هيچگاه به افراط و تفريط نگرايد. امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد: