اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٣
شود سپس بدىهاى او را برشمارد تا روزى بدان وسيله او را سرزنش كند.
به همين دليل، قرآن مجيد، عيبجويان را چنين تهديد مىكند:
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» «١» واى بر هر عيبجوى سخرهگر! مبارزه با منكرات و عيبجويى بايد دانست كه اسلام در مورد مبارزه با منكرات، سه اقدام اساسى را پيشنهاد كرده است:
١- زمينههاى تربيت و تبليغات دينى، تعليم و تزكيه همه افراد و اقشار جامعه را بايد بهگونهاى فراهم ساخت، كه در مملكت اسلامى، ارتكاب خلاف و جرم و جنايت به حداقل ممكن بلكه به صفر برسد و چنين كارى وظيفه ملت، علما، دولت، والدين، مديران بخش دولتى و خصوصى و عموم مردم است و همگى بايد دست به دست يكديگر دهند و هرگونه زمينه گناه و خلاف را از بين ببرند.
٢- همگى وظيفه دارند در قالب «امر به معروف و نهى از منكر»، «اجراى حدود الهى» و مانند آن با همه خلافهاى آشكار مبارزه كنند.
٣- همگان وظيفه دارند عيبهاى خود را اصلاح كنند و خلاف و گناه و عيب پنهان خود و ديگران را پوشيده دارند و هيچ كس حق ندارد عيوب خود و ديگران را برملا سازد؛ چنين كارى تحت عنوان؛ «اشاعه فحشا»، «عيبجويى» و مانند آن ممنوع است و خود نوعى، منكر به حساب مىآيد.
بنابراين، مبارزه با منكرات، ماهيةً با عيبجويى تفاوت دارد، حتى عيبجويى در دايره مبارزه با منكرات قرار مىگيرد كه بايد با آن مبارزه كرد. افزون بر آن؛ - ناهى از منكر، مصلح است و در راستاى اصلاح فرد و جامعه به مبارزه با منكر برمىخيزد ولى عيبجو با نيت تخريب، به عيبجويى مىپردازد.
- ناهى از منكر خير خواه و دلسوز فرد خاطى است، در حالى كه عيبياب، از روى