اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٢
٦- از روى حسد، غيبت مىكند؛ ٧- براى تمسخر افراد، زبان به غيبتشان مىگشايد؛ ٨- از كارى شگفت زده مىشود و به غيبت مىانجامد؛ ٩- به سبب ملال و انزجار از ديگرى، غيبت مىكند؛ ١٠- براى گرم كردن مجلس و سخنآرايى، به غيبت كردن آلوده مىشود.
ب- عيبجويى انسان خردمند به خوبى مىداند كه در مسير آدميان، همواره خطر لغزش و اشتباه وجود دارد و همه- جز معصومان- كم و بيش مرتكب خطا و اشتباه مىشوند. به همين دليل، خردمند به جاى پرداختن به لغزش ديگران، درصدد جستجوى عيب خود برمىآيد، امام خردمندان، اميرمؤمنان عليه السلام در اين مقام، سخن حكيمانهاى فرموده است:
«لَا تَتَبَّعَنَّ عُيُوبَ النَّاسِ فَانَّ لَكَ مِنْ عُيُوبِكَ انْ عَقَلْتَ ما يَشْغُلُكَ مِنْ انْ تَعيبَ احَداً» «١» پيگير عيوب مردم نشو چرا كه خود، اگر خرد بورزى، آن قدر عيب دارى كه تو را از عيبجويى ديگران كفايت كند.
و در سخنى ديگر، شگفتى خود را از انسان نابخردى كه با داشتن عيوب متعدد به عيبيابى از ديگران مىپردازد، ابراز داشته است. «٢» امام باقر عليه السلام نيز، عيبجويى را نزديك شدن به مرز كفر دانسته، مىفرمايد:
«مِنْ اقْرَبِ ما يَكُونُ الْعَبْدُ الَى الْكُفْرِ انْ يُؤاخِىَ الرَّجُلَ عَلَى الدّينِ فَيُحْصى عَلَيْهِ زَلَّاتِهِ لِيُعَيِّرَهُ بِها يَوْماً ما» «٣» از نزديكترين حالات بنده به مرز كفر اين است كه با مردى با انگيزه دينى دوست