اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٥
مىپندارند، از اين رو به دنبال حذف رذايل و كسب فضايل نمىروند. مجموعه اين افراد، با اشغال مقامهاى اجتماعى، جوّ اخلاقى جامعه را نيز مسموم مىسازند چرا كه جامعه سالم، جامعهاى است كه حقايق در آن بيان شود و مسؤوليتها و رياستها به افراد شايسته واگذار شود نه به چاپلوسان و متملقان! ٢- در بند شيطان شدن گر چه همه كارها و خصايل زشت را مىتوان دامهاى «شيطانى» توصيف كرد ولى برخى از رذايل از جمله چاپلوسى، دامى است كه رهايى از آن به سادگى امكانپذير نيست، مولاى متقيان، امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«حُبُّ الْاطْراءِ وَالْمَدْحِ مِنْ اوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطانِ» «١» خوش داشتن تملق و ستايش، از مطمئنترين فرصتهاى شيطان است.
٣- تخريب شخصيت چاپلوس، با دروغ و دورويى، در عمل به تخريب شخصيت افراد مىپردازد و براى دستيابى به اغراض خود، آبروى ديگران را قربانى مىكند. متملّق نخست با تمجيد و تعريفهاى بى جا شخصيت فرد را ملعبه قرار مىدهد؛ چنان كه امام على عليه السلام مىفرمايد:
«مادِحُ الرَّجُلِ بِما لَيْسَ فيهِ مُسْتَهْزِءٌ بِهِ» «٢» ستايشگر ناحق، مسخره كننده فرد است.
و در نهايت به نابودى و ترور شخصيت او مىپردازد. به تعبير همان امام:
«مَنْ مَدَحَكَ فَقَدْ ذَبَحَكَ» «٣» هر كس مدح تو را بگويد [در واقع] سرت را بريده است.