حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٦
آنگاه آيه مزبور نازل شد و اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله را در بيعت گرفتن از مردم تأييد و امضاكرده رضايت خود را به آنها اعلام نمود. بدين خاطر بيعت مزبور به «بيعت رضوان» شهرت يافت. «١» بنابراين، پيشنهاد بيعت از سوى رسول اكرم صلى الله عليه و آله در يك جريان خاص بوده، كه پس از گذشت هفت سال از استقرار حكومت اسلامى در مدينه به وقوع پيوست، و ربطى به مسأله تأسيس حكومت از سوى مردم نداشت.
حكومت اسلامى و استبداد! برخى از مخالفان حكومت اسلامى اصرار دارند بر اين كه حكومت اسلامى نوعى حكومت استبدادى است. در اينجا به برخى از اين شبهات اشاره مىكنيم.
١- برخى پنداشتهاند حكومت دينى به معناى پايبندى به نظام دينى (: تئوكراسى) است كه مبناى آن انتساب قدرت به خداوند، قداست فرمانهاى حاكمان برگزيده الهى و فرمانروايى بىچون و چرا و تخلف ناپذير آنان مىباشد. اين نوع حكومت به استبداد، ديكتاتورى و خودكامگى مىانجامد زيرا مخالفت با اين حكومت به مثابه مخالفت با خداست كه آنچه را بخواهد فرمان مىدهد. حكومت منتسب به خدا نيز آنچه را بخواهد فرمان مىدهد و اين زشتترين و پيچيدهترين نوع حكومت استبدادى و ديكتاتورى است! «٢» ٢- برخى ديگر مىگويند: جمهورى اسلامى تحت حاكميت ولايت فقيه، يك جمله متناقضى است كه خود دليل روشن و صريحى بر نفى و عدم مقبوليت و مشروعيت آن مىباشد. چون معناى ولايت آنهم ولايت مطلقه اين است كه مردم همچون صغار و مجانين حق رأى و مداخله و حق هيچگونه تصرفى در اموال و نفوس و امور كشور خود ندارند ... از سوى ديگر جمهورى كه در مفهوم سياسى، لغوى، عرفى خود جز به معناى حاكميت مردم نيست، هرگونه حاكميت را از سوى شخص يا اشخاص يا مقامات خاص بكلى منتفى و نامشروع مىداند، و هيچ شخص يا مقامى را جز خود مردم به عنوان حاكم