حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٧٨
«... مرجع، رهبر است اما صرفا رهبر علمى. اگر منظور شما از «رهبر» رهبرى علمى است مرجع رهبر علمى است و اگر منظور رهبرى اجتماعى است در اين صورت مرجعيت يك مطلب است و رهبرى اجتماعى مطلبى ديگر. پس پاسخ سؤال اين است: مرجع رهبر است ولى رهبر در فتوا و بيان حلال، حرام، مستحب، مكروه ومباح، و اين مستلزم آن نيست كه حتما اين شخص در جنبههاى ديگر هم رهبر باشد. مثال: فرق يك دبير رياضى خوب در كلاس و يك رئيس دبيرستان خوب در يك دبيرستان چيست؟ يك دبير رياضى خوب، رهبر و راهنماى دانشآموزان در آن بخش تخصصى خويش است. ولى يك رئيس دبيرستان اداره كننده و رهبرى كننده عملى كارهاى يك واحد (و مجتمع) آموزشى است. ممكن است كسى، هم يك رئيس دبيرستان لايق و هم يك دبير رياضى لايق باشد ... اگر شما يك بيمارستان تأسيس كنيد، اداره امور بيمارستان را به چه كسى مىسپاريد؟ به متخصصترين پزشك يا به مديرترين پزشك؟ «١» از آنچه گفت شد روشن گشت كه مراجع تقليد هر چند به خاطر برخوردارى از برجستگيهاى علمى و اخلاقى و كمالات نفسانى نسبت به ساير افراد براى تصدى منصب ولايت فقيه و رهبرى سياسى حكومت دينى از اولويت برخوردارند، ولى صرف «مرجعيت» آنان با ويژگيهاى برشمرده براى احراز مقام رهبرى كافى نيست. زيرا تجربه نشان داده كه برخى از مراجع تقليد كه از مراتب علمى و تقوايى برترى نسبت به ديگران برخوردار بودهاند، نسبت به مسائل سياسى التفاتى از خود نشان نمى دادند، و يا اگر توجهى داشتهاند از تواناييهاى مورد انتظار جامعه برخوردار نبودهاند. در حالى كه برخوردارى از شرايط لازم بويژه مديريت و تدبير سياسى براى اداره جامعه امروزى امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.
رابطه مرجعيّت و رهبرى در قانون اساسى در بند يك اصل يكصد و نهم قانون اساسى، مصوب ١٣٥٨ شمسى، از جمله شرايط رهبرى «صلاحيت علمى ... لازم براى افتا و مرجعيت» بيان شده است. درحالىكه در