حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٠٠
نحوه اعمال حاكميت خداوند درباره حاكميت دينى ١٠٤ ولايت فقيه، ولايت بر فرزانگان ص : ١٠٣ انسان به لحاظ اين كه موجودى عاقل، هوشمند، كمال خواه، مختار و مسؤول سرنوشت خويش است، چنين است كه براى هدايت بشر به مرتبه كمال مطلوبش رهبرانى را از سوى خويش با اختيارات ويژه همراه با ضوابط و قوانين تعيين شده در شريعتش فرستاده است. آنان موظفند راههاى عملى حاكميت خداوند نسبت به انسان را در قالب حكومت دينى به منصه ظهور و بروز برسانند. در دورانى كه آن برگزيدگان الهى ميان مردم حضور ندارند اين حاكميت خداپسندانه از سوى آنان به فقيهان و عالمان دينى واجد شرايط رهبرى واگذار شده، و آنان در صورت دارا بودن شرايط لازم، و نيز درصورتى كه مردم حاكميت آنها را با آراى خود فعليّت بخشند به حكومت مىرسند. پس مشروعيت ولايت فقيه، دينى و الهى است و مقبوليت آن مردمى است، نه صرف وكالت از سوى مردم كه هم مشروعيت و هم مقبوليت آن متكى به آراى آنان باشد.
٢- همانگونه كه در اسلام، قانون و برنامه زندگى به طور كامل از جانب خداوند تشريع و ارسال مىشود، مجرى قانون هم بايد از سوى او تعيين گردد، زيرا معنا ندارد قانون را خدا تشريع كند ولى انتخاب مجرى قانون را بدون هيچ ضابطه و ملاك بهطور دربست در اختيار مردم بگذارد. عقل حكم مىكند كسى بايد مجرى قوانين الهى باشد كه به همه جوانب آن آگاه و آشنا بوده، از لحاظ اخلاقى نيز صلاحيتهاى لازم را دارا باشد.
روشناست چنين كسى جزفقيه عالم و آگاهبه قوانين اسلام، باتقوا، عادل و وارسته نيست.
اين طرز تفكر كه حاكم سياسى صرفاً نماينده و وكيل مردم است، در نظامهاى حكومتى غيراسلامى قابل طرح و اجرا است، زيرا در چنين نظامهايى كه قوانين حكومتى را مردم تهيه و تصويب مىكنند، اين مردمند كه حاكم و مجرى قوانين خويش را انتخاب مىكنند، و او در چارچوب همان قوانين مورد نظر مردم موظف است حكومت كند و نظم و امنيت اجتماعى را برقرار سازد.
٣- از همه مهمتر مفاد ادله اثبات ولايت فقيه، چنانكه خواهيم ديد اين است كه ولايت فقيه تداوم امامت امامان معصوم عليهم السلام و نيابت از آنان است. يعنى هم آفرينش و ايجاد تكوينى فقيهان واجد شرايط در عصر غيبت به مقتضاى حكمت الهى است و هم