حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٤
يا ظاهرى و باطنى و نيز آشكار و پنهان، بويژه كره مسكونى ما زمين و موجودات و پديدههاى مادى و معنوى در آنكه همگم به عنوان «نعمتها و مواهب الهى» نسبت به انسان مطرح هستند كه به گواهى صريح قرآن كريم مسخّر انسانند و براى انسان آفريده شدهاند، «١» تا او از اين نعمتها و مواهب بىشمار الهى در جهت تأمين رفاه و آسايش زندگى دنيوى و رسيدن به آرمانهاى والاى انسانى- الهى و كمالات مطلوب روحى استفاده كند، و به سعادت حقيقى در سراى باقى و بهشت برين برسد.
اين خود دليل آشكارى است بر منزلت و مقام ممتازى كه اسلام و خداوند عالم براى انسان در نظام آفرينش قايل هستند! روشن است اين موجودات و پديدههاى آسمانى و زمينى و مواهب الهى در آنها كه در خدمت انسانند نهتنها در منطق قرآن بد و زشت نيستند؛ بلكه بعكس، بسيار هم مقدّس بوده، و نزد خداوند محترم شمرده مىشوند، چون مظهر قدرت مطلقه و آيات و نشانههاى آشكار آن هستى بخش بىهمتايند. بدين خاطر است كه خداوند در بسيارى از آيات قرآن به همين موجودات و مواهب سوگند ياد كرده است.
اما پاسخ اين پرسش كه رمز و راز تعبير دوگانه و متفاوت اسلام نسبت به دنيا چيست؟
بايد گفت رمز اين تعابير متفاوت و بلكه بظاهر متضاد نسبت به دنيا، به چگونگى بهرهبردارى انسان از دنيا و نوع تلقّى و نگرشى كه او از دنيا و مواهب دنيوى دارد، برمىگردد.
انسان اگر به دنيا و مظاهر زندگى دنيوى اعم از مال، جمال، قدرت، ثروت، زن، فرزند و مانند آن چنان دل بسته، و عشق بورزد كه تمام تار و پود وجودش را عشق و محبت به اينها پر كند و نيز همه همت، تلاش، مقصد و آمالش همين زندگى دنيا و سرگرميهاى آن باشد، آنگونه كه براى رسيدن به زندگى بهتر و نعمتهاى بيشتر دست به هر كار خلاف و نامشروعى بزند؛ و در برابر، از خدا، آخرت و عبادت و بندگى او غافل شود چنين دنيايى در تعابير قرآن و روايات «دنياى نكوهيده و مذموم» است. يعنى دنياى جبّاران،