حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٤٤
تفكيك ناپذير بودن دين و سياست اشاره كرديم، ولى اهميت مسأله اقتضا مىكند كه در اين باره بحث و تحقيق بيشترى صورت گيرد، و به طور مستدل راههاى اثبات سياست و حكومت از ديدگاه اسلام، و نيز دلايل جداناپذيرى دين و سياست در اسلام بيان گردد.
ضرورت عقلى و فطرى حكومت براى تبيين اينكه چگونه در اسلام ضرورت عقلى و فطرى حكومت تأييد و اثبات شده است. ناچار به ذكر مقدمهاى هستيم.
پژوهشهاى جامعهشناسان نشان مىدهد كه تشكيل دولت و حكومت هميشه و در همه شرايط يك ضرورت اجتناب ناپذير عقلى و فطرى بوده و مىباشد، و نمىتوان از آن بىنياز بود. زيرا بشر مدنى بالطبع است، و تنها در سايه يك زندگى اجتماعى و تشكيلات منسجم سياسى كه در آن حقوق انسانها محترم شمرده شود مىتواند به حيات خود ادامه دهد، در غير اين صورت زندگى بشر شكل انسانى و معقولى نخواهد داشت، بلكه هرج و مرج، بربريت و توحش، حقكشى و نابرابرى از نوع جنگل و بىقانونى زورمدارانه بر آنها حاكم خواهد بود.
با نگاهى به تاريخ بشر، چه در دوران كهن و چه در دوران اخير روشن مىشود كه همواره انسان بر حسب احساس نياز فطرى و عقلى در حال اجتماع مىزيسته است.
روشن است زندگى اجتماعى: روابط اجتماعى، تلاش همگانى، تعاون و همكارى از راه تقسيم كار، قانون گرايى، رعايت مصالح اجتماعى و منافع عمومى و ساير پديدههاى اجتماعى را به دنبال دارد. در چنين شرايطى است كه نياز به تشكيلات منسجم سياسى- اجتماعى احساس مىشود تا در سايه آن پديدههاى اجتماعى و مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى جايگاه حقيقى خود را پيدا كنند، و فعاليتهاى افراد براى حفظ و بقاى اجتماع و حقوق افراد به ثمر بنشيند.
رسالت اساسى دولت و حكومت از اين چهارچوب بيرون نيست، و از آنجا كه همه نوع فعاليتهاى برشمرده براى جامعه ضرورى است. وجود تشكيلات سامان دهنده آنها «حكومت» نيز ضرورى است.