حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٧
آيا براستى پندار جدا انگارى دين و دنيا آنچنانكه در غرب مطرح است در اسلام هم جاى پايى دارد يا نه؟
پيدايش سكولاريسم در غرب در تبيين مفهوم واژه سكولاريسم" Secularism" در زبان فارسى معادلها و معانى متعدّدى براى آن از قبيل مخالفت با شرعيات، مطالب دينى، روح دنيادارى، طرفدارى از اصول دنيوى و عرفى و غير آن بيان شده است. اما رايجترين معادل فارسى آن همان «جداانگارى دين و دنيا» است. چنانكه سكولار" Secular" نيز به فردى گفته مىشود كه به امور معنوى و مذهبى علاقهمندى نشان نمىدهد. آن را به امور مادى و غير مذهبى نيز ترجمه كردهاند. «١» يكى از پژوهشگران و انديشمندان غربى درباره مفهوم سكولاريسم مىنويسد:
«اگر بخواهيم «جدا انگارى دين و دنيا» را به اجمال تعريف كنيم مىتوانيم بگوييم: فرايندى است كه طى آن وجدان دينى، فعاليتهاى دينى و نهادهاى دينى اعتبار و اهميّت اجتماعى خود را از دست مىدهند و اين بدان [معنا] است كه دين در عملكرد نظام اجتماعى به حاشيه رانده مىشود، و كاركردهاى اساسى در عملكرد جامعه با خارج شدن از زير نفوذ و نظارت عواملى كه اختصاصاً به امر ماوراء طبيعى عنايت دارند عقلانى مىگردد ... جدا انگارى دين و دنيا مفهومى غربى است كه اساساً فرايندى را كه به خصوص به بارزترين وجهى درطول قرن جارى در غرب رخ داده است توصيف مىكند.» «٢» شخص ديگرى درباره پيدايش سكولاريسم در غرب و مفهوم آن مىنويسد:
«... اين بود داستان سكولار شدن آدمى كه از فلسفه يونانى آغاز كرد و به علم اروپايى رسيد.
ابتدا با طرح ذات و ماهيت به جهان، در برابر خدا، و به اقتضاهاى ذاتى طبايع استقلال