حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٥٨
مىپرداختند، و مردم را به ديندارى و خداپرستى و پذيرش مبانى سياسى- اجتماعى مكتب خويش، و تشكيل حكومت دينى دعوت مىكردند، و حتى براى تحقق اهداف انسانى- الهى خود تا پاى جان فداكارى و مبارزه كرده، و چه بسا جان خويش را نيز در اين راه مىدادند، ولى هيچگاه براى رسيدن به اهداف خويش كه بطور قطع در جهت خير و صلاح مردم هم بود از راه غير عادى و با توسل به قدرت قاهره الهى وارد نمىشدند؛ و چهبسا كه نزديكترين كسان آنان يعنى زن و فرزندانشان از آنها روى گردان بوده به ايشان ايمان نمىآوردند، ولى آن بزرگواران آنها را به پذيرش دين و مرام خويش مجبور نمىساختند.
در مواقعى كه مردم به روشنگريها و ارشادات رهبران دينى جواب مثبت داده، و در راه براندازى حكومتهاى طاغوتى و تشكيل حكومت دينى، آنها را يارى مىكردند، آنان به اهداف خود جامه عمل مىپوشاندند. نظير حضرت سليمان و حضرت داود عليهما السلام از پيامبران پيشين، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛ يا نهضتى كه امام خمينى پديد آورد. امام نزديك به دو دهه تنها با تعدادى محدود از علما و ياران خود به مبارزات عليه رژيم طاغوتى پهلوى و روشنگرى مردم مسلمان پرداختند، پس از گذشت زمان نسبتاً طولانى ملت ايران به صحنه آمدند و با امام همراه شدند و گام به گام در تمام صحنههاى سياسى- مبارزاتى حضور آگاهانه و هوشيارانه يافتند، و رژيم منحوس پهلوى را سرنگون كردند. پس از آن ملت با حضور خود در پاى صندوقهاى رأى، با اكثريت قاطع ٢/ ٩٨ درصد كل آرا نوع حكومت را برگزيد. از آن زمان تاكنون مردم بارها به پاى صندوقهاى رأى آمدند، و نهادهاى قانونى و سياسى نظام را با آراى خويش رسميت بخشيدند. «١» چنانكه در مقدمه قانون اساسى به آن تصريح شده است:
«قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مبيّن نهادهاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى جامعه ايران براساس اصول و ضوابط اسلامى است كه انعكاس خواست قلبى امت اسلامى مىباشد. ماهيت انقلاب عظيم اسلامى ايران و روند مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا پيروزى كه در شعارهاى قاطع و كوبنده همه قشرهاى مردم تبلور مىيافت اين خواست اساسى را