حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٠
كه تحقق همه اهداف عالى و مترقّى آن در زمينه تأمين سعادت همهجانبه انسان جز با تشكيل حكومت و اجرا شدن تمام قوانين آن، [چه به طور نسبى در عصر غيبت و چه به طور كامل در زمان ظهور امام زمان (عج) و تشكيل حكومت واحد جهانى] ميسر نخواهد بود.
اين اشكال و شبهه هم مانند بقيه شبهات، وارداتى بوده، و در رابطه با دينى همچون آيين مسيحيت مطرح است كه شكل تحريف شدهاش هم امروزه مورد تهاجم جدى علوم جديد و سياستهاى استكبارى سردمداران كشورهاى غربى قرار گرفته، و با تزريق ويروس كشنده سكولاريسم بر پيكره نيمهجان آن كاملًا از پاى درآمده، و تسليم سياستهاى ضددينى زورمداران و تبيينهاى علمى- اجتماعى دانشمندان و جامعهشناسان سكولارانديش و دنياگرايان غربى گرديده است، در نتيجه تا سر حد يك سلسله اعمال و اخلاق فردى و تجربه شخصى خداپرستى سقوط كرده است. بطورى كه قلمرو نفوذ معنوى و شعاع تأثيرگذارىاش بسيار ناچيز بوده، از دخالت در شؤون زندگى سياسى- اجتماعى باز نگه داشته شده، و اساساً فاقد هرگونه برنامهاى براى زندگى است.
ليكن آيين جهانى اسلام، شعاع عملكرد و قدرت تأثيرگذارىاش تمام عرصههاى ظاهرى و باطنى زندگى انسان را در برگرفته، و برنامه كامل چگونه زيستن و سعادتمند شدن انسانها در نگرش فردى و اجتماعى را در بردارد. از اين رو، به ميدانى براى عرض اندام و عرصهاى براى بروز و ظهور نياز دارد. حكومت اسلامى مىتواند ميدان و عرصهاى براى تجلّى انوار حياتبخش و تكاملآفرين آن باشد. در اينجا به برخى از مهمترين اهدافى كه تشكيل حكومت اسلامى را ضرورت مىبخشند اشاره مىكنيم.
١- استقرار توحيد و خداپرستى در زمين، و رهانيدن مردم از بندگى و فرمانبردارى غير خدا. چنانكه شعار آغازين همه پيامبران، بويژه رسول خاتم صلى الله عليه و آله اين بود كه «قُولُوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا». قرآن نيز مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...» «١» ما در هر امتى پيامبرى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد.
حاكميت دينى ٦٥ آيا زمامدارى پيامبر و على عليه السلام تنها اقدامى مردمى بود؟
ص : ٦٢