حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٥
بلافاصله به اين كار اقدام كرد، زيرا آن حضرت بخوبى مىدانست كه ايجاد هرگونه تحول اساسى در جو حاكم بر روابط فرهنگى، سياسى، اقتصادى و خانوادگى مردم شبه جزيره و دستيابى به اهداف بعثت و نبوت جز از طريق تشكيل حكومت ناممكن است، از اين رو، اولين اقدام رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه تشكيل حكومت اسلامى بود.
آرى، اين رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله بود كه جمهورى اسلامى و رجوع به آراى مردم را طرح كرد و فرمود: اسلامى بودن نظام براساس وحى و مردمى بودن آن مبتنى بر پذيرش شماست. فرمود من اكنون متجاوز از چهل سال است كه در ميان شما هستم، و امتحان خود را دادهام. «فَقَدْ لَبِثْتُ فيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ افَلا تَعْقِلُونَ» «١» مگر شما خردمند نيستيد؟ اگر خردمنديد منطق مرا كه امين هستم بپذيريد. اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله همان بعد جمهورى بودن نظام اسلامى است؛ يعنى شما كه عاقليد پس قبول كنيد كه از طرف خدا همه كارها تأمين است. «٢» استشهاد به آيه ياد شده نيز كه مفاد آن «بيعت رضوان» است، درست نيست، زيرا واقع امر خلاف اين ادعا بوده است. چه اينكه اين پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه مردم را به بيعت با خود دعوت كرد، نه اينكه مردم با بيعتشان پيامبر صلى الله عليه و آله را وادار به انجام آن كار كرده باشند.
داستان «بيعت رضوان» كه در جريان صلح حديبيه رخ داد، از اين قرار بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با صدها تن از مسلمانان در سال هفتم هجرى براى زيارت خانه خدا از مدينه رهسپار مكه شد. در نزديكى مكه پيكى از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله نزد ابوسفيان و اشراف مكه رفت. قريشيان، پيك آن حضرت را نزد خود نگه داشته، شايع كردند نماينده رسول خدا صلى الله عليه و آله كشته شده است. آن حضرت براى نبرد با اهل مكه به مسلمانان همراه خويش پيشنهاد كرد كه با من بيعت كنيد مبن حاكميت دينى ٧٠ حكومت و مرز مشروعيت ص : ٧٠ ى بر اينكه اگر ميان ما و كفار قريش جنگى درگرفت شما از جنگ فرار نكنيد. مسلمانان هم پذيرفتند و در اين رابطه با آن حضرت بيعت كردند، و بر اين پيمان خويش نيز وفادار ماندند. «٣»