حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٣٣
فرانگرفتهاند دور از انتظار نيست. زيرا وقتى فهم از دين را فهمى بشرى، نسبى و محدود به زمان و مكان خاص و منحصر به فهم افراد بدانيم، كه اين خود در واقع نوعى اعتراف به حقيقتى است كه حداقل شامل فهم خودشان از دين كه فهمى غيرروشمندانه، ناآگاهانه و غير متخصصانه است مىشود- در اين صورت فهم از دين فهمى بشرى و نسبى و نارسا بوده، و به طور طبيعى تناقضآميز و آسمان و ريسمان را به هم بافتن است.
ب- نويسنده در اين مقاله (تحليل مفهوم حكومت دينى) و مقالات و نوشتههاى ديگر خود مىكوشد تا اثبات كند كه حكومت، امرى فرادينى است، و اساساً دين و سياست دو مقوله جداى از يكديگرند، و سزاوار نيست اين دو مقوله جداى از هم را درهم آميخت. اين شبهه ايشان را كه شبهه مشترك همه مخالفان حكومت دينى است در جاى خود پاسخ خواهيم گفت.
ج- از همه مهمتر اين كه نويسنده در اين گفتار فقه اسلام را پوسته و قشر ظاهرى از دين معرفى مىكند كه تنها از عهده بخش ناچيزى از نيازهاى انسان آنهم در محدوده مسائل دنيوى برمىآيد نه بيشتر؛ و همچنين مدعى است كه در فقه اسلام انواع حيلهها راه دارد! بخش نخست شبهه را بعداً پاسخ خواهيم داد، اما در پاسخ به بخش دوم شبهه، مىگوييم: اين برداشت از فقه اسلام برداشتى نادرست و بدور از حقيقت است.
براستى دنيايى ديدن همه فقه اسلامى و ناتوان جلوه دادنش از تأمين سعادت اخروى، يك بعدى نگريستن به فقه است. دليل روشن بطلان اين پندار، نگارش كتابهاى پر حجم مكاسب محرّمه از سوى فقهاى اسلام است كه گستره فقه را از دنيا به آخرت مىكشاند. در جايگاه بلند دينى و قداست واقعى فقه همين بس كه درباره فلسفه وجودى فقه ميان فقها و علما اين معنا مورد اتّفاق است كه مراد از فقه «فوز به علّيين»، يعنى رسيدن به مراتب كمال انسانى و قرب الهى است. «١» آيا براستى دوره بيست جلدى كتاب وسائلالشيعه كه بيشتر روايات فقهى در آن جمعآورى شده است پوسته ظاهرى از دين است؟ آيا اين افراد دائرةالمعارف فقه شيعه