حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٣٤
امر و امامت امّت برعهده ضقيه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است، كه طبق اصل ككصد و هفتم عهدهدار آن مىگردد.
از آنچه گذشت روشن شد كه چرا فقط فقيه مجتهد، عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير، مدبر و مقبول مردم، صلاحيت ولايت و سرپرستى مسلمانان را داراست؛ و اين مطلب بههيچ وجه به معناى انحصارطلبى نيست. چنانكه برخى مىپندارند، بلكه قوانين اسلامى چنين اقتضا دارد. زيرا حكومت اسلامى حكومت قانون الهى است. از نظر عقل ضرورى است دركنار آن: قانوندان عادلى باشد تا قوانين الهى را آنچنان كه هست به اجرا بگذارد، و آن را از انحراف بازدارد. در غير اينصورت اگر قوانين الهى به دست فرد يا افرادى بىتقوا و غيرمتخصص در فقه افتد آن را مطابق ميل و خواست نفسانى خود تفسير و تبيين كرده، موجب تعطيل شدن قوانين الهى در جامعه خواهد شد.
بنابراين، وجود ولى فقيه در كنار قانون الهى از نظر عقل يك ضرورت انكار ناپذير است. «١» پاسخ سه شبهه پس از بيان ويژگيهاى ولى فقيه، بايد به برخى شبهات مربوط به آن كه در ذيل مى آيد پاسخ گوييم:
١- «عالمان دين همانند ساير شخصيتهاى علمى فرداً يا ضمن شركت در تشكّلهاى سياسى، از حق مساوى براى شركت در فعاليت يا تشكيل حكومت برخوردارند!» «٢» پاسخ اين شبهه از مباحث گذشته بدست مىآيد، زيرا گفتيم كه حكومت اسلامى با حاكميت قوانين دينى- اسلامى مىطلبد تا كسى بر كرسى چنين حكومتى تكيه زند كه ويژگيهاى لازم يك حاكم راستين اسلامى، يعنى برجستگيهاى برتر اخلاقى- اسلامى و آگاهيهاى كامل به احكام و قوانين اسلامى را دارا باشد، و متخصص در علوم اسلامى و مجتهد واجد شرايط نيز بوده باشد.
٢- شبهه ديگرى كه اين روزها توسط برخى مطرح مىشود اين است كه مىگويند