حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٩٧
از معصوم عليه السلام، چنانكه مخالفت با او مخالفت معصوم عليه السلام و آن نيز به منزله ردّ بر خداست كه نوعى شرك به خدا شمرده مىشود.
بنابراين، مسأله ولايت فقيه در تفكر شيعى، تداوم مسأله امامت امام معصوم عليه السلام است؛ زيرا همه ادلهاى كه درباره نبوت و امامت عامه اقامه شده است در زمان غيبت شامل ولايت فقيه هم مىشود.
ثمره مهم ديگرى كه بر اين بحث مترتب است اين است كه اگر موضوع ولايت فقيه صرفاً يك مسأله فقهى باشد در رديف «افعال مكلّفين» قرار مىگيرد كه گفتيم انتخاب آن از وظايف مردم است؛ در حالى كه اگر مسأله كلامى باشد «فعلالله» محسوب شده و خداوند، ولى فقيه واجد شرايط را همچون اولياى معصوم خويش به مقام ولايت (به نصب عام) منصوب مىكند. در اين صورت نقش مردم تطبيق شرايط تعيين شده بر فرد واجد شرايط و تحقق بخشيدن به حكومت و حاكميتش از راه آراى خويش است نه مشروعيت بخشيدن به ولايت او.
روشنترين گواه و قرينه بر جايگاه كلامى و اعتقادى اصل «ولايت فقيه»، تفكرى است كه امام خمينى انقلاب اسلامى را براساس آن استوار ساخت. مردم انقلابى و مؤمن پيرو امام نيز از امامت او بوى خوش امامت امامان معصوم عليه السلام را استشمام مىكردند.
براساس همين تفكر و تلقى، امت انقلابى ايران، با اقتدا به امام خويش دست از جان شسته، و با اهداء صدها هزار شهيد و جانباز و مفقودالاثر در طول دوران انقلاب و جنگ تحميلى، انقلاب اسلامى ايران را به پيروزى رساندند، و هشت سال دوران دفاع مقدس را پيروزمندانه سپرى كردند! همچنانكه پس از امام راحل «قدس سره» و در دوران رهبرى حضرت آيةا ... العظمى خامنهاى دامتبركاته، هر روز و در هر شرايط لازم شاهديم كه امت مسلمان ايران به طور ارتكازى و با برخوردارى از شعور سياسى- اعتقادى اين شعار را سرمىدهند كه «ما اهل كوفه نيستيم على تنها بماند، مگر امت بميرد على تنها بماند!» اين جمله گوياى جايگاه اعتقادى ولايت فقيه نزد مردم ماست! اساساً يكى از دستاوردهاى مهم انقلاب اسلامى ايران اين است كه واژهها و مفاهيم