حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٨٠
اين آيه و آيات مانند آن در صدد بيان اين حقيقت اند كه فلسفه آفرينش انسان و جن، به عنوان موجوداتى كه از ميان همه موجودات استعداد رشد و تكامل را دارند عبادت و بندگى خدا است. تا در سايه عبوديت و خودسازى، به مراتب كمال روحى و فضايل اخلاقى برسند و به مقام «انسان كامل» كه مقام «قرب الهى» است نايل آيند.
اين مطلب بدين معنا نيست كه انسان مجبور باشد به طور ناخواسته اين راه را بپيمايد.
زيرا قرآن كريم در عين اين كه راه درست و نادرست را معرفى مىكند مىفرمايد:
«لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَانْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ.» «١» در قبول دين اكراهى نيست، (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابراين كسى كه به طاغوت [: بت و شيطان و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست و خداوند شنوا و داناست.
قرآن تأكيد دارد، فهم و تشخيص راه درست از نادرست و خوبيها از بديها به انسان الهام شده و قدرت درك و شناخت خوبيها و بديها به طور يكسان در نهاد آدمى به وديعت نهاده شده است، «٢» و چنين نيست كه علم و آگاهى انسان نسبت به خوبيها بيشتر از علم او به بديها و يا بالعكس باشد. «٣» ليكن سخن در اين است كه گر چه انسان در انتخاب راه درست و حق از نادرست و باطل آزاد بوده و اكراهى ندارد، و نيز راه خوب و بد هم به او الهام شده و او نسبت به هر دو راه به طور يكسان علم و آگاهى و اختيار دارد، ولى آيا گرايش و ميل باطنى انسان هم نسبت به خوبى و بدى يكسان است؟
قرآن به اين پرسش، پاسخ منطقى داده و گفته انسان بر اساس فطرت موجودى پاك و فرشته خوى بوده و احساسات و گرايشهاى فطرى او به خداپرستى، كمال خواهى و خير