حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٧٠
اجتماعى ماهيت اسلامى و فقهى پيدا مى كنند با مفهوم جمهوريت قابل جمع نخواهد بود؟!.
حكومت و مرز مشروعيت از مسائل مهم و ريشهاى در باب حكومت كه از دوران باستان تا كنون مطرح است و به فلسفه سياسى حكومت بر مىگردد، مسأله مشروعيت حكومت و مرز مشروعيت آن است. منظور از مشروعيت توجيه عقلى اعمال قدرت حاكم و قبول سلطه و حاكميت وى از سوى مردم است.
بدين معنا كه چه كارهايى از حاكم، مقبول عقلا بوده، صحت و درستى آن را عقل تاييد مىكند؟
در باب مشروعيت و توجيه عقلى حكومت دو مسلك وجود دارد، و گزينش هر كدام ماهيت مشروعيت و مرز و محدوده آن را تعيين مىكند:
١- مسلك «اصالت نظام سياسى»، يا «پوليس: Polis» ٢- مسلك «اصالت وظيفه»، يا «پراكسيس: Praxis» منادى مسلك اصالت نظام سياسى در قرون اخير فيلسوف انگليسى معروف قرن هفدهم ثامس هابز «Thomas Hobss» مىباشدو مبتكر و مؤسس اصلى و اولى مسلك اصالت وظيفه «سقراط حكيم» است. آراى هابز مبناى سياست و حكومت در غرب، بويژه در كشورهايى چون آمريكا و انگليس است. شايد امروز بيشتر متفكران غربى دموكراسى را بر اساس ديدگاه هابز تبيين مىكنند.
حاكميت دينى ٧٥ جايگاه اكثريت در حكومت اسلامى ص : ٧٤ ديدگاه هابز در باب ماهيت مشروعيت، در كتاب معروفش بنام «لواتيان» كه مىتوان آن را دومين كتاب در زمينه سياست و مباحث سياسى پس از كتاب سياست ارسطو دانست، بر اساس دو مفهوم پايه ريزى شده است: مفهوم حالت طبيعى، يا وضعيت طبيعى و مفهوم وضعيت معقول. او مىنويسد: در حالت طبيعى بشر مطابق گرايش و طبيعت ذاتى خود كه خود كامگى مطلق است عمل مىكند، يعنى هر چه دلش خواست انجام مىدهد. بديهى است اين حالت پايدار نيست، چون به جنگ و نا امنى مىانجامد. از اين رو بلافاصله به حالت و وضعيت معقول منتقل مىشود كه آن «ضرورت حفظ خود» و تلاش براى بقا است.