حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٨
اجتماعى» همراه با رضايت مردم وجود ندارد «١» ٧- سرانجام حرف دل همه اين شبهه كنندگان را كسى زد كه به ابراز عقيده و اظهار مافى الضمير خويش پرداخت و گفت: ما براى ايران يك جمهورى لائيك را ترجيح مىدهيم، يك نظام پارلمانى كه در آن تمام احزاب آزاد باشند! «٢» «٣» پاسخ: اشكال اول اين بود كه حكومت دينى به استبداد و ديكتاتورى منجر مىشود، زيرا در آن مردم به هيچ وجه حق رأى و مداخله در سرنوشت خويش ندارند! چگونه مىتوان نظام جمهورى اسلامى ايران را كه بر اساس نظام ولايى وحاكميت ولى فقيه پايه ريزى شده، به استبداد دينى و ديكتاتورى متهم كرد؟ در حالى كه پيش از اين گفتيم همه اركان اصلى وساختار وجودى اين نظام، از رهبرى گرفته تا رياست جمهورى اسلامى، مجلس خبرگان، نمايندگان مجلس و غير آن همگى بر اساس آراى مردم شكل گرفته و رسميت يافته است.
پيش از اين گفتيم رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله كه بهترين كس براى رهبرى و حكومت دينى هستند مجرى قوانين و احكام مترقى اسلام بودند، و چيزى از ناحيه خود و بدون اذن و اجازه خدا بيان نمى كردند. بنابراين در حكومت اسلامى قانون حكومت مىكند نه شخص حاكم.
حال اگر به شيوه قانونگذارى در اسلام اشكال و اعتراض دارند، اين خود جاى بحث