حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٢
«هُوَ الَّذى ارْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ...» «١» او خدايى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند (و با همه ابعاد وسيع و جامعيت فراگيرش در زمين حاكم گرداند).
با مرورى هر چند اجمالى و گذرا بر احكام و قوانين مترقّى اسلام، و آميختگى و ارتباط منطقى كه ميان همه اجزاى آن وجود دارد، و نيز گستره آن كه همه ابعاد زندگى انسانى را در برمىگيرد، از دستورات عبادى گرفته تا قوانين اقتصادى، حقوقى، اجتماعى، سياسى، نظامى و غير آن، براحتى درمىيابيم كه تعاليم آسمانى اسلام برخلاف ديگر اديان كنونى بويژه آيين مسيحيت، تنها در برخى احكام عبادى و دستورات اخلاقى خلاصه نمىشود، تا فقط درصدد ايجاد رابطه انسان با خدا و گرايشهاى فردى به خداپرستى و امور اخلاقى باشد و بس. بلكه تنوّع و حجم احكام و قوانين آن به حدى است كه براى اجرا شدن نيازمند تشكيل حكومت اسلامى است.
آيا براستى نجات مستضعفان و مظلومان از دست مستكبران و ظالمان، و برپايى جامعه سالم براساس قسط و عدل اسلامى و تعليم و تربيت همگانى و ديگر اهداف انسانساز اسلام بدون تشكيل حكومت امكانپذير است؟ چه كسى مىتواند در جامعهاى كه ابزار نشر فرهنگ و تبليغ، و پايگاههاى مهم تصميمگيرى سياسى، اجتماعى و فرهنگى در اختيار حكام فاسد و جنايت پيشه است، اصول و مبانى صحيح تعليم و تربيت را پياده كند و نهال ملكات اخلاقى را در دلها پرورش دهد؟
براين اساس است كه در مقدمه قانون اساسى، برتشكيل حكومت و سازماندهى، ايجاد جامعه نمونه اسلامى، فراهم ساختن موجبات پيروزى تمامى مستضعفان بر مستكبران تأكيد شده است.
آيا زمامدارى پيامبر و على عليه السلام تنها اقدامى مردمى بود؟
خلاصه شبهه: زمامدارى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و مولاى موحّدان حضرت على عليه السلام دو