حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٣
طبرسى از حضرت على عليه السلام روايتى در تفسير اين آيه مىآورد مبنى بر اين كه مراد از آيه اين است كه «تندرستى، قوت، آسايش، جوانى، نشاط و بىنيازى خود را از ياد مبر و به وسيله آنها در راه آخرت كوشش كن.» «١» همچنين طبرسى در ذيل آيه اوّل پس از ذكر تفسير و توضيح جمله جالبى دارد. او مىگويد:
«استفاده ديگرى كه از اين آيه مىشود اين است كه همه چيز بنا بر اصل اولى براى انسان مباح [و حلال] است، زيرا جمله «مَنْ حَرَّمَ ...» همين معنا را افاده مىكند اينجاست كه عقل و شرع با هم هماهنگ شدهاند.» «٢» مفاد اين سخن طبرسى همان چيزى است كه در گفتار علّامه طباطبايى هم مورد تأكيد قرار گرفت، و آن اين كه در آيين مترقّى اسلام احكام و قوانين دينى كاملًا با عقل و فطرت انسان سازگار است.
ارزش اين سخنان زمانى آشكار مىشود كه ميان اين سخنان انديشمندان بزرگ اسلام و اعترافات دانشمندان غربى و مسيحى در ناهمسويى آيين مسيحيت با علم، عقل و فطرت، سنجشى صورت پذيرد آنگاه است كه به راحتى در خواهيم يافت كه انديشه سكولاريستى با چنين آيين پويا و مترقيى چه اندازه فاصله دارد! مراد از دنيا چيست؟
با توضيحاتى كه درباره تفكيكناپذيرى دين و دنيا در اسلام داديم، اكنون بايد به اين دو پرسش نيز پاسخ دهيم كه مراد از دنيا در اسلام چيست؟ و چرا درباره دنيا در منابع اسلامى تعابير متفاوتى ديده مىشود؟
در پاسخ پرسش نخست بايد گفت: مراد از دنيا در مفهوم عميق اسلامى و قرآنىاش مجموعه جهان آفرينش از زمين، آسمان، كرات و ستارگانى كه زينتبخش نظام طبيعتند، و نيز پديدهها و موجودات نهفته در آنها، اعم از موجودات و پديدههاى مادى و معنوى و