حاكميت دينى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٤٠
پيش از آن بوده و بر آنها چيره و مسلّط مىباشد. پس حكم كن ميان آنها به آنچه خدا فرستاده و به جاى پيروى از حكم حقى كه بر تو نازل شده، از خواهشهاى آنان پيروى مكن ...
و بدانچه خدا فرو فرستاده ميان مردم حكم كن، و پيروى از خواهشهاى آنان مكن و برحذر باش از آنان كه مبادا تو را درباره بعضى از آنچه خدا بر تو فروفرستاده فريب دهند و تقاضاى تغيير (آن را) بكنند.
از آنجا كه در حكومت اسلامى، حاكم به عنوان خليفه و جانشين پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام بر مردم حكومت مىكند، اهدافى كه در اين حكومت بايد مورد نظر باشد و تعقيب و اجرا شود همان اهداف و برنامههايى است كه در رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله مورد نظر بوده و در حكومت آن حضرت به اجرا درآمده است. يعنى همانگونه كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مأمور و موظف بود كه احكام و دستورات الهى را در جامعه پياده كند و به ميل و هوا و هوس ديگران توجهى نداشته باشد، حاكم اسلامى نيز بايد مهمترين رسالتش اجراى دستورات الهى و احكام دين او باشد.
٢- على عليه السلام ضمن بيان شمهاى از عملكرد ائمه معصومين عليهم السلام، به رسالتهاى حاكم اسلامى اشاره مىكند و مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ انَّكَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذى كانَ مِنَّا مُنافَسَةً فى سُلْطانٍ وَ لَاالِتماسَ شَىْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الْاصْلاحَ فى بِلادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ.» «١» بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما سر زده است نه براى ميل و رغبت در سلطنت و خلافت بوده، و نه براى بدست آوردن چيزى از متاع پست دنيا، بلكه براى اين بود كه نشانههاى (از بين رفته) دين تو را بازگردانيم و در شهرهاى تو اصلاح و آسايش برقرار كنيم، تا بندگان ستم كشيدهات در امن و آسودگى باشند و احكام تو كه به دست فراموشى سپرده شده بود اقامه و احيا شود.
٣- امام رضا عليه السلام در بخشى از سخنان طولانىاش در تبيين جايگاه امامت و شرح