امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٨٩
مقصود، ما هستيم و على اول، افضل و بهترين فرد ما پس از پيامبر است كه درود خدا بر او و خاندانش باد.
٣- ابن مغازلى شافعى از على بن عابس نقل كرده كه گفت: «من و ابو مريم بر عبداللّه بن عطا وارد شديم. او به ابو مريم گفت: «حديثى را كه از ابو جعفر (امام باقر عليه السلام) برايم نقل كردى، براى (رفيقت) على نقل كن.» ابو مريم گفت: «نزد امام باقر نشسته بودم كه پسر عبداللّه بن سلّام از آنجا گذشت. گفتم خدا مرا فدايت كند، اين پسر كسى است كه علم كتاب نزد اوست؟
امام فرمود:
«لَا وَ لكِنَّهُ صاحِبُكُمْ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ الَّذي نَزَلَتْ فيهِ آياتٌ مِنْ كِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» «... وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» «١»
نه، عالم به كتاب، عبداللّه بن سلام نيست، بلكه مقصود از آن، صاحب شما على بن ابى طالب مىباشد كه آياتى از قرآن درباره او نازل شده است؛ از جمله آيه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»
فضيلت «علمِ به كتاب»
علم به كتاب، فضيلتى است كه دارنده آن از توانايىهاى روحى و معنوى بزرگى برخوردار مىگردد. قرآن كريم كسى را كه قادر بود تخت عظيم بلقيس را پيش از يك چشم به هم زدن از يمن به فلسطين آورد و نزد حضرت سليمان حاضر كند، بهعنوان فردى كه به بعضى از حقايق كتاب علم داشت، معرفى مىكند و مىفرمايد:
«وَ قالَ الَّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ انَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ انْ يَرْتَدَّ الَيْكَ طَرْفُكَ» «٢»
كسى كه بخشى از علم كتاب نزد او بود، گفت: من پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن (تخت) را به اينجا مىآورم.
اما درباره شاهد بر رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله- يعنى حضرت على عليه السلام- فرمودهاست: «وَ مَنْ