امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٥

همراه است و به‌كسى كه اين شروط در او جمع نباشد، «والى» گفته نمى‌شود. «١» با توجه به آنچه در مورد ريشه اصلى معناى «ولايت» (قرب و نزديكى) ذكر شد، اين نكته روشن مى‌گردد كه «ولايت» معنايى دارد كه تمامى مصاديقش را شامل مى‌شود؛ زيرا گاهى از رابطه و خويشاوندى ميان دو نقر- كه آنان را به يكديگر نزديك كرده- و يا از پيوند دوستى و صحبت ميان دو فرد يا دو گروه و ملت- كه بر اساس آن به هم نزديكند- و يا از عهده‌دار شدن سرپرستى و تدبير امور فرزند از سوى پدر و قيّم او- كه نوعى قرب و نزديكى ميان آنهاست- به عنوان «ولايت» ياد مى‌شود. همچنان كه رهبرى و سرپرستى يك جامعه و عهده‌دار شدن اداره و تدبير امور آنان از سوى يك فرد نيز نوعى ديگر از رابطه و نزديكى ميان فرد و جامعه است كه به‌عنوان «ولايت» ناميده مى‌شود و چه‌بسا، اين نوع ارتباط دوستى، يارى و همكارى ميان دو طرف را نيز به‌همراه داشته باشد. «٢» با توجه به مصداق‌ها و موارد كاربرد كلمه «ولى» و «ولايت» در قرآن و روايات، دو معنا براى ولايت بيش از همه به چشم مى‌خورد كه عبارتند از: ١- يارى و دوستى‌ ٢- سرپرستى، رهبرى و تدبير امور. «٣» اقسام ولايت «٤» در يك تقسيم كلى، ولايت به دو نوع تقسيم مى‌گردد: ١- ولاى منفى؛ ٢- ولاى مثبت. ١- ولاى منفى‌ آن است‌كه مسلمانان موظف‌به نپذيرفتن‌آن هستند؛ مانند: ولايت شيطان، طاغوت و كفّار. ٢- ولاى مثبت‌ آن است كه مسلمانان دعوت شده‌اند تا بدان اعتقاد و پذيرش داشته باشند و نسبت‌