امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٢

و كمالا امامت از ديدگاه عقل و نقل ٤٧ مقصود از«امامت» در اين آيه ..... ص : ٤٢ ت مطلوب معنوى در او، خداوند (علاوه بر نبوّت) او را به مقام والاى «امامت» نيز مفتخر ساخت. و به‌دنبال اين ارتقاى درجه، آن حضرت از خداوند خواست كه اين مقام را به فرزندانش نيز عنايت كند؛ ولى خداوند اين درخواست را به‌طور مطلق نپذيرفت و تنها آن دسته از آنها را شايسته اين مقام دانست كه به ظلم و ستم آلوده نگردند و شيوه شايسته خود ابراهيم عليه السلام را در طهارت روحى و اخلاقى و دارا بودن ملكه فاضله عدالت و پرهيزگارى پيشه خويش ساخته و اين شايستگى و لياقت ذاتى را در خود ايجاد كرده باشند. اين آيه صراحت دارد كه امامت نيز مانند نبوّت از شؤون و مناصب الهى است؛ زيرا خداوند با احراز شايستگى حضرت ابراهيم عليه السلام فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم. بنابراين، يك منصب و مقام عادى نيست تا امام در حد يك حاكم سياسى بدون شايستگى‌هاى اخلاقى و ايمانى قلمداد شود. تبيين واژه‌ها «ابتلى» از ماده «بلا» به‌معناى آزمايش كردن و امتحان نمودن است. «١» كلمات جمع «كلمه» است و «كلمه» در قرآن به چند معنا استعمال شده، اما مقصود از آن در اين آيه، مسائلى است كه حضرت ابراهيم عليه السلام با آنها آزمايش شد و عهد و پيمانهاى الهى است كه وفاى بدانها را از او خواسته؛ مانند: شكستن بتها، در آتش نمرود رفتن، هجرت كردن، تأسيس (يا تجديد) بناى خانه كعبه، قربانى كردن فرزند و مانند آن. «٢» مقصود از «امامت» در اين آيه‌ به‌طور مسلّم، مراد از امامت حضرت ابراهيم عليه السلام در اين آيه برخلاف نظر مفسّران‌