امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤١
درس چهارم: آيه «امامت»
«وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ» «١»
هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش با وسايل گوناگونى آزمود و او بهخوبى از عهده اين آزمايشها برآمد، خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم.» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده.)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمىرسد.»
محتواى اجمالى آيه
بنابر آنچه از مفاد اين آيه برمىآيد، حضرت ابراهيم عليه السلام با چيزهايى آزمايش شده و هدف خداوند از اين آزمايشها بهطور مسلّم شناخت او نبوده است؛ زيرا اينگونه آزمايش از مقام خداوند بهدور است. چه اينكه مستلزم نسبت دادن جهل و ناآگاهى به خداوند از حالات و صفات درونى امتحان شونده مىباشد كه ذات پاك ربوبى از آن دور است. بلكه هدف فراهم ساختن زمينه مساعد براى بروز استعدادها و رسيدن امتحان شونده به كمالات والاى معنوى و مقامات عالى اخلاقى- انسانى مىباشد.
حضرت ابراهيم عليه السلام طبق اين آيه، بهعنوان شخصى كه بهخوبى از عهده همه آن آزمايشها برآمده، ياد شده است. به همين دليل پس از بروز شايستگىهاى لازم اخلاقى