امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٨

دارا بودن چنين ولايتى توسط آنان مى‌باشد. اين نوع ولايت، برتر و عالى‌تر از ساير اقسام ولايت است؛ زيرا قلمرو آن از مرحله تشريع فراتر رفته و در عالم تكوين اثر مى‌گذارد. شهيد مطهرى در تبيين ولايت تكوينى مى‌نويسد: نظريه ولايت تكوينى از يك طرف، مربوط است به استعدادهاى نهفته در اين موجودى كه به‌نام انسان در روى زمين پديد آمده است ... و از طرف ديگر، مربوط است به رابطه اين موجود با خدا. مقصود از ولايت تكوينى اين است كه انسان در اثر پيمودن صراط عبوديت، به مقام قرب الهى نايل مى‌گردد. و اثر وصول به‌مقام قرب- البته در مراحل عالى آن- اين است كه معنويت انسانى، كه خود حقيقت و واقعيتى است، در وى متمركز مى‌شود و با داشتن آن معنويت، قافله‌سالار معنويات، مسلّط بر ضماير و شاهد بر اعمال و حجّت زمان مى‌شود. زمين هيچ‌گاه از وليّى كه حامل چنين معنويّتى باشد و به‌عبارت ديگر، از انسان كامل، خالى نيست. از نظر شيعه، مسأله ولايت از سه جهت مطرح است: اول، از جهت سياسى، اعتقاد به اينكه شايسته‌ترين فرد براى زعامت و رهبرى سياسى و اجتماعى مسلمانان پس از پيامبر صلى الله عليه و آله، حضرت على عليه السلام بوده كه از سوى خداوند براى اين مقام تعيين گرديده است. دوم، اعتقاد به مرجعيت دينى ائمه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و اينكه ايشان در بيان احكام معصومند. سوم، از نظر معنوى و باطنى؛ شيعه معتقد است كه در هر زمان، يك انسان كامل وجود دارد كه بر جهان و انسان نفوذ دارد و بر ارواح و نفوس و قلوب ناظر است و داراى نوعى تسلّط تكوينى بر جهان و انسان مى‌باشد؛ و به اين اعتبار، نام او «حجّت» است. «١»