امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٥

بهاى آنها مشتق شده است. «١» بعضى گفته‌اند: ممكن است مراد از «اسماء»، كه خداوند به آدم عليه السلام تعليم فرمود، هم اسماى خدا و هم اسماى مخلوقات باشد، همان‌گونه كه در روايات نيز به هر دو امر اشاره گرديده است «٢»؛ زيرا انسانى كه خلافت مطلقه الهى به او واگذار شده از يك‌سو، بايد داراى شناخت كامل نسبت به اسماى حسنى‌ و صفات جمال و جلال الهى باشد و از سوى ديگر، مخلوقات او را نيز بشناسند تا بتواند وظيفه‌اش را نسبت به آنها انجام دهد و كارهاى خدايى بكند. «٣» و در برخى ديگر از روايات، اسما به انوار تابناك و ارواح پاك معصومان عليهم السلام تفسير گرديده؛ زيرا آنان اسماى حسناى الهى‌اند. «٤» مقصود از اسما و حقيقت آنها هر چه باشد، دو نكته اساسى از آيات مورد بحث به دست مى‌آيد: اول آنكه خداوند آدم عليه السلام را به‌عنوان مظهر انسان كامل و معلّم فرشتگان معرّفى كرد و آنها را شاگردان انسان قرار داد. و اگر فرشتگان لياقت و استعداد آن را داشتند كه بدون واسطه از خدا كسب علم كنند، از ناحيه خداوند بُخلى نبود. دوم آنكه فرشتگان لياقت آن را نداشتند كه عالم به حقايق همه اسما شوند، بلكه آنها فقط در حدّ گزارش، از حقايق آنها با خبر مى‌شوند؛ زيرا خداوند به آدم عليه السلام نفرمود: علّمهم باسمائهم؛ به آنان اسما را تعليم كن، بلكه فرمود: «انْبِئْهُمْ بِاسْمائِهِمْ» يعنى گزارش اسماء را به آنها بده. «٥»