امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٩

خلاصه‌ ١- در آيه «خلافت»، با اشاره به آفرينش آدم عليه السلام، راز برترى و برگزيدن او را به مقام خلافت الهى بيان نموده و با اثبات عدم آگاهى فرشتگان از آنچه آدم عليه السلام به آن علم پيدا كرده، حجّت را بر آنان تمام نموده و علم و حكمت الهى را به اثبات رسانده است. ٢- به كار بردن كلمه «خلافت» در امور حقيقى معنوى- مانند مقام خداوند- به‌معناى وجود نوعى رابطه تكوينى ويژه بين خدا و برخى مخلوقات است كه در سايه عنايت الهى، كارهاى خدايى مى‌كنند و به آنان «خليفه خدا» گفته مى‌شود. ٣- مقصود از آيه شريفه كه مى‌فرمايد: «مى‌خواهم در زمين خليفه قرار دهم»، خلافت الهى و جانشينى انسان از خدا در زمين است. ٤- راز رسيدن آدم عليه السلام به خلافت الهى، «تعليم اسما» از سوى خداوند به او بود كه تنها او لياقت و ظرفيت تحمّل آن را داشت و ملائكه فقط مى‌توانستند به واسطه آدم عليه السلام- نه بدون واسطه از خدا- آن‌هم در حدّ گزارش به آن دست يابند. ٥- با توجه به ضرورت تداوم خلافت تا پايان خلقت و عدم شايستگى تمامى فرزندان آدم عليه السلام براى احراز اين منزلت، و لزوم تعيين آن از سوى خداوند، تنها كسانى همانند انبيا و اولياى الهى و ائمّه معصوم عليهم السلام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله، مصداق‌هاى حقيقى خليفه خدا در زمين هستند.