امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٣
اهل سنّت، نبوّت او نيست «١»، بلكه مقامى بالاتر از نبوت مىباشد. به چند دليل مىتوان اين مطلب را اثبات نمود:
١- از دقت در آيه برمىآيد كه اولًا او زمانى بشارت را شنيده و به اعطاى اين مقام مفتخر شده كه فرزندانى داشته است. چون اگر او فرزند نداشت، يا در سن پيرى و فرتوتى بوده و ديگر اميد فرزنددار شدن نداشته است، چنين تقاضايى نمىكرد. و اگر در سن جوانى بوده و اميد فرزنددار شدن داشته، ادب نبوت و شخصيّتى مانند حضرت ابراهيم عليه السلام اقتضا مىكرد كه اين مقام را براى فرزندان احتمالىاش با شرط فرزنددار شدن تقاضا كند. مثلًا بفرمايد: «وَ مِنْ ذُرّيَتى انْ رَزَقْتَنى ذُريَّهً» «اگر فرزندانى به من عطا كردى»! اين مقام را به آنان هم عطا كن. پس از اينكه ايشان بهطور مطلق و بدون قيد و شرط اين مقام را براى ذريهاش طلب كرده، معلوم مىشود ايشان فرزندانى داشته است.
ثانياً او سالها بعد از نبوتش، در سن پپرى درحالى كه از فرزنددار شدن مأيوس بود، صاحب فرزند شد. بنابر بيان قرآن، آن بزرگوار پس از مبعوث شدن، با نمروديان درافتاد و بتها را شكست و در نهايت با همسر و برادرزادهاش لوط عليهم السلام از آن سرزمين هجرت كرد.
لوط نيز براى هدايت قومى ديگر مأموريت يافت اما جز چند نفر دعوتش را اجابت نكردند و ملائكه براى نازل كردن عذاب بر قوم لوط به زمين آمدند. امّا قبل از انجام مأموريت خويش بر ابراهيم عليه السلام ميهمان شدند. در اين زمان بود كه او را به پسرى دانا بشارت دادند:
«وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ ابْراهيمَ اذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ انَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ قالُوا لا تَوْجَلْ انَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَليمٍ قالَ ابَشَّرْتُمُونى عَلى انْ مَسَّنِىَ الْكِبَرَ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطينَ» «٢»
و از مهمانان ابراهيم به آنان خبر ده، هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ابراهيم]