امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٩
خلاصه
١- «امامت» در لغت، بهمعناى رهبرى و پيشوايى و در اصطلاح، بهمعناى رياست عمومى در امور دين و دنياست و امام به كسى گفته مىشود كه به جانشينى از سوى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، اين رياست را بهعهده مىگيرد.
٢- ريشه و معناى اصلى «ولايت»، قرب و نزديكى است، و بهتناسب آن، براى هر نوع نزديكى ميان دو فرد يا دو چيز به كار رفته است.
٣- شرط اصلى در تحقّق مفهوم «نبوّت» و «رسالت»، گرفتن خبر و پيام بهصورت وحى از سوى خداوند است، در حالىكه در «ولايت» فقط جهت پيشوايى و رهبرى در مفهوم آن لحاظ شده و پيك وحى بر امام نازل نمىشود.
٤- «ولاى منفى» آن است كه مسلمانان موظّف به نپذيرفتن آن هستند؛ مانند، ولايت شيطان، طاغوت و كفّار. «ولاى مثبت» آن است كه مسلمانان بايد آن را بپذيرند. اين ولايت بر دو نوع است:
الف- ولاى اثباتى عام؛ يعنى، دوستى و احساس مسؤوليت هر مسلمان در برابر مسلمان ديگر.
ب- ولاى اثباتى خاص؛ يعنى ولاى اهلبيت پيامبر عليهم السلام، كه بر چهار قسم است: ١- ولاى محبّت؛ ٢- ولاى امامت و پيشوايى؛ ٣- ولاى زعامت و رهبرى؛ ٤- ولاى تصرّف يا ولاى تكوينى.