امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٧

حيات بشرى را رفاه طلبى و تأمين لذّات طبيعى و حيوانى مى‌دانند. گروهى ديگر همانند راهبان مسيحى، به‌دنبال رياضت‌ها و ترك دنيا و فرو رفتن در بُعد روحانى و انتخاب رهبانيت رفته و از رسيدن به نيازهاى مادّى و جسمانى انسان غفلت نموده و گرفتار تفريط گشته‌اند. اينان نيز اين‌گونه به انحراف كشيده شده‌اند. هر يك از اين دو راه، انحراف از صراط مستقيم الهى و بر خلاف فطرت صحيح انسانى است؛ زيرا وجود انسان از دو بُعد مادّى و معنوى تركيب شده و هر يك از اين ابعاد، منشأ نيازهاى خاصى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. خداوند، امّت اسلام را به اين دليل به‌عنوان «امّت وسط» معرفى نموده كه پيروان مكتبى هستند كه اساس تعليمات آن بر اعتدال و به دور از افراط و تفريط گذارده شده و تمامى جنبه‌هاى جسمانى و روحانى، مادّى و معنوى، و فردى و اجتماعى انسان را در نظر گرفته و بدان پاسخگوست. در نتيجه، معتدل و ميانه بودن امّت اسلام سبب مى‌شود كه آنها شاهد و ميزانى براى مردمان ديگر باشند و با اعتدال خود، نشان‌دهنده خروج دو طرفِ مُفرط و مُفَرِّط از جاده حق و هدايت گردند، چنان‌كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز نمونه و ميزان اكملِ مرتبه وسط و شاهد بر امّت و گواه بر حركت آنان در صراط اعتدال يا خروج آنان از اين حدّ وسط است. «١» طبق اين تفسير، مرجع ضمير در «جَعَلْناكُمْ» تمامى امّت اسلامى بوده و مراد از «شهادت» نيز مقياس و ميزان سنجش است كه «امّت وسط» نسبت به دو طرف آن، يهوديت و مسيحيت، چنين نقشى خواهد داشت. مرحوم علّامه طباطبائى مى‌گويد: هر چند سخن مزبور در جاى خود، صحيح است، ولى به چند دليل، خلاف ظاهر اين آيه و آيات ديگر قرآن است: ١- تناسبى ميان «وسط» بودن امّت اسلام- به‌معناى مرجع و ميزان براى دو طرف افراط و تفريط- با شاهد بودن بر دو طرف يا مشاهده كردن دو طرف نيست. ٢- طبق معناى مزبور، وجهى بر ذكر شهادت رسول خدا صلى الله عليه و آله بر امّت در آيه شريفه،