امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٤
خلافت مىدانستند. اگر مسأله جانشينى غير خدا مطرح بود، نيازى نبود كه آنها بر لياقت خود تأكيد ورزند. پس آنان به مقام ارجمندى طمع داشتند كه خداوند به آدم عليه السلام بخشيده بود و آن چيزى جز «خلافت الهى» نمىتواند باشد. «١»
راز رسيدن به خلافت الهى
در آيات مورد بحث، پس از بيان هدف آفرينش انسان، كه همان رسيدن به مقام والاى «خلافت الهى» در زمين است، راز برگزيدن آدم و ملاك برترى او بر فرشتگان را ذكر فرموده كه همان «علم آدم به اسما» است. از اين رو، بايد ديد مراد از «تعليم
امامت از ديدگاه عقل و نقل ٤٢ محتواى اجمالى آيه ..... ص : ٤١
» و «اسماء» چيست؟
علّامه طباطبائى قدس سره در اين زمينه معتقد است: علمى كه خدا به آدم عليه السلام آموخت غير از آن علمى بود كه ملائكه از آدم عليه السلام آموختند و گرنه ملائكه نيز پس از خبر دادن آدم عليه السلام به آنان، بايد به آن آگاه گرديده باشند و در اين صورت، ديگر كرامتى براى آدم عليه السلام نبود و شرافتى بر ملائكه نداشت؛ زيرا او نيز با تعليم الهى آن را آموخته بود و پيش از آن، چيزى نمىدانست. و اگر خدا از ابتدا آنها را به ملائكه آموخته بود، آنها نيز همانند آدم عليه السلام يا اشرف از او بودند. پس آنچه خدا به آدم عليه السلام آموخت، صِرف چند نام و مفهوم، كه ظرف وجودشان ذهن است، نبود، بلكه كشف حقيقت اسما بود كه فراگرفتن آن براى آدم عليه السلام ممكن بود، ولى براى ملائكه ميسّر نبود.
اما اينكه مراد از «اسماء» چيست در آيه شريفه، مىفرمايد: «خداوند اسما را بر ملائكه عرضه كرد و خواست تا اگر بدانها علم دارند، خبر دهند.» اين جمله مىرساند كه آن اسما يا مسمّاهاى آنها موجوداتى زنده و باشعور بودهاند كه در پس پرده غيب- يعنى غيب آسمانها و زمين- قرار داشته و نزد خداوند محفوظ بودهاند و خداوند هر اسمى را كه در عالم نازل كرده با خير و بركت آنها بوده و هر چه در آسمانها و زمين است از نور و