امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٨
نخواهد بود؛ زيرا «وسط» بودنِ امّتِ اسلام طبق معناى مزبور، نمىتواند دليلى براى شاهد قرار دادن رسول خدا صلى الله عليه و آله بر امّت بوده و شاهد بودن رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان نتيجه «وسط» قرار گرفتن امّت اسلام باشد، درصورتىكه در آيه شريفه، شاهد قرارگرفتن پيامبر صلى الله عليه و آله بهعنوان نتيجه شاهد و وسط بودن امّت بيان شده است.
٣- مقصود از «شهادت»، كه در اين آيه و آيات متعدد ديگر ذكر گرديده، «١» طبق ظاهر آن، شهادت بر اعمال امّتها و بر تبليغ رسالت پيامبران الهى است. از اين رو، اگر مقصود از «شهادت» در آيه شريفه، طبق تفسير گذشته، اين باشد كه امّت اسلامى با اعتدال خود، شاهد و ميزانِ سنجشى براى انحراف ديگران است، اين معنا خلاف ظاهر كلمه «شهادت» و خلاف ظاهر آيات ديگر قرآن خواهد بود. «٢»
ب- شهادت اولياى الهى بر حقيقت اعمال
تفسير ديگر اين است كه معناى «شهادت» در آيه، مشاهده و ديدن حقيقت اعمالى است كه مردم در دنيا انجام مىدهند تا در روز قيامت، بر طبق آنچه ديدهاند شهادت دهند، گرچه شاهدان ديگرى از قبيل زمان، مكان و اعضاى بدن انسان نيز بر اعمال او شهادت مىدهند. هر چند اداى اين «شهادت» در روز قيامت خواهد بود، ولى تحمّل و دريافت آن در اين دنياست. اين دريافت از يك سو، بايد همراه با حضور و اشراف كامل بر همه جوانب موضوع مورد شهادت باشد و از سوى ديگر، روشن است كه با اين حواس عادى و معمولى، كه در انسان وجود دارد، تنها مىتوان شكل ظاهرى اعمال را ديد، آن هم اعمالى كه در ظاهر انجام مىشود. اما آگاهى از اعمالى كه مخفيانه انجام مىگيرد و نيز اطلاع از حقيقت و باطن اعمال و آنچه مربوط به انگيزههاى قلبى و باطنى افراد است و تشخيص درجه ايمان و اخلاص آنان بر همگان امكانپذير نيست، مگر كسانى كه خداوند حقايق را به آنان نشان دهد و اسرار را برايشان كشف كند. آنها گروه خاصى از اولياى پاك و مقرّب درگاه الهىاند كه اين كرامت و منزلت نصيبشان مىگردد.