امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٤
و يا حكومت توانسته باشد مدت مديدى ادامه حيات داده و يا به پيشرفتهاى مادى و معنوى قابل ملاحظهاى نائل شده باشد؛ زيرا اجراى قانون در سطح جامعه، برقرارى امنيت داخلى، جلوگيرى از هرج و مرج و ايجاد نظم عمومى، دفاع در برابر تجاوز خارجى، دريافت درآمدهاى عمومى و صرف آن در نيازهاى ضرورى و سامانيافتن امور اقتصادى، تأمين و گسترش عدالت اجتماعى و خلاصه، اصلاح، پيشرفت و اداره امور مادى و معنوى جامعه انسانى نياز به مجموعهاى از دستگاهها و نهادها به نام «حكومت» يا «دولت» دارد كه در رأس آن، بايد حاكم و رهبرى مدير، مدبّر، هوشمند، شجاع، آگاه و مقتدر باشد. اين موضوع اختصاص به گروه و زمان خاصى ندارد، بلكه همه اجتماعات بشرى در همه زمانها، احتياج به چنين تشكيلات حكومتى و رهبرى دارند كه اداره امور جامعه را بر عهده گيرد تا آن جامعه بتواند به حيات خود ادامه دهد.
از اين رو، همانگونه كه خداوند براساس حكمت خود، با آفرينش جهان و تسخير آن براى انسان، تمام نيازهاى مادى و وسايل رشد انسان را فراهم ساخته و نيز با فرستادن پيامبران، همراه با قانون و كتاب آسمانى، اسباب رسيدن او را به كمال حقيقى و سعادت واقعى آماده كرده، همچنين حكمت او اقتضا مىكند كه براى تداوم رهبرى و اداره صحيح جامعه بشرى، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و اجراى كامل و دقيق قوانين حياتبخش اسلام در همه ابعاد آن، به اين نياز عمومى و هميشگى جامعه پاسخ گويد و «امام و حاكم» جامعه اسلامى را خود معرفى كند. شيعه معتقد است كه خداوند به مقتضاى حكمتِ خود عمل كرده و رهبرانى را براى جامعه اسلامى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله معرفى نموده است.
فضل بن شاذان نيشابورى نقل كرده كه حضرت امام رضا عليه السلام در جواب اين سؤال كه چرا «اولىالامر» قرار داده شده و مردم بر اطاعت آنان مأمور شدهاند، فرمودند: علتهاى بسيارى دارد؛ از جمله؛
«انَّا لَا نَجِدُ فِرْقَهً مِنَ الْفِرَقِ وَ لا مِلَّةً مِنَ الْمِلَلِ بَقَوْا وَ عاشُوا الَّا بِقَيِّمٍ وَ رَئيسٍ وَ لِما لَابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ فى امْرِ الدّينِ وَالدُّنْيا فَلَمْ يَجُزْ في حِكْمَةِ الْحَكيمِ انْ يَتْرُكَ الْخَلْقَ مِمَّا يَعْلَمُ انَّهُ لابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ وَ لا قِوامَ لَهُمْ الَّا بِه فَيُقاتِلُونَ بِه عَدُوَّهُمْ وَ يُقَسِّمُونَ بِه فَيْئَهُمْ