امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٩٥
تأييد صحّت موضوع مورد شهادت مىباشد؛ زيرا در مقام تثبيت حقّانيت قرآن است و اين با «شهادت» بهمعناى «شهادت دادن» مناسبت دارد، نه با تحمل شهادت. مراد از «شاهد» فردى است كه به حقّانيت قرآن يقين داشته و در اين جهت، از بصيرتى الهى برخوردار باشد تا با بصيرت، به آن ايمان آورد و بر حقّانيتش شهادت دهد، همچنان كه بر توحيد و رسالت گواهى داده است. مرجع ضمير در «مِنْهُ» كلمه «مَنْ» (كسى كه) است كه مقصود از آن پيامبر مىباشد و اين شرافت و تعريفى است براى شاهد كه او از رسولاللَّه بوده و همچنان كه بنا بر آيه مباهله به منزله نفس اوست.
بنابراين، معناى آيه چنين مىشود: «آيا كسى كه خودش نسبت به چيزى داراى نور و بصيرت الهى است و كسى كه دنبال او مىرود- كه از خود اوست- و بر صحّت كار او شهادت مىدهد، مانند كسى است كه چنين نباشد؟»
با اين تفسير، آيه شريفه با رواياتى منطبق مىشود كه هم شيعه و هم اهل سنّت آن را نقل كردهاند كه مقصود از «شاهد» على بن ابىطالب عليه السلام است.
نكات قابل توجه در آيه
١- شاهدى كه در آيه ذكر شده كسى از خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و خانواده اوست. اين مطلب از كلمه «مِنْهُ» (از او) استفاده مىشود و بر يكى از اهل بيت آن حضرت عليهم السلام، كه در آيه تطهير ذكر شده، منطبق مىگردد.
٢- اين شاهد در پى رسول خدا صلى الله عليه و آله است، به دليل كلمه «يَتْلُوهُ» (در پى او خواهد آمد.) اين شاهد در اينجا، تِلْو و همرديف رسول خدا صلى الله عليه و آله و از نفس او معرفى شده است. پس او نيز مانند رسول خدا بايد علم، يقين خاص و بيّنه الهى به حقانيّت قرآن داشته باشد.
٣- با توجه به اينكه مقصود از «شهادت» اداى شهادت است، شاهد بايد نسبت به موضوع شهادت داراى بصيرت باشد و اين به صرف ايمان به نبوّت نيست، و گرنه افراد بسيارى به قرآن مؤمن بودند و لزومى نداشت كه شهادت به فرد معيّنى اختصاص داشته باشد. پس بايد خصوصيات اين شاهد از ديگران متفاوت باشد، بهطورى كه شهادت او به دليل شهود حقيقت نبوّت و ديدن ملك حامل وحى به پيامبر صلى الله عليه و آله باشد و با اين