امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٤
آنچه ديدگاه مفسّران شيعه را درباره اين آيه شريفه، تأييد مىكند، روايات بسيارى است كه در شأن نزول آن نقل شده است. اين روايات را تعداد بسيارى از كتب اهل سنّت و شيعه، از جمع زيادى از صحابه، از جمله: ابن عباس، ابن مسعود، ابو سعيد خدرى، زيد بن ارقم، براء بن عازب، جابر بن عبداللّه انصارى، ابو هريره و ديگران نقل كردهاند. «١» با توجه به كثرت اين روايات، امكان انكار و يا ناديده گرفتن آنها نيست و براى كسى كه در پى شناخت حق و يافتن حقيقت باشد، كافى است. بهعنوان نمونه، دو روايت را ذكر مىكنيم:
١- ابن عباس گفته است:
آنگاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مأموريت يافت تا ولايت حضرت على عليه السلام را ابلاغ كند، رسول خدا صلى الله عليه و آله خوف داشت از اينكه مردم نپذيرند و اين مطلب را ناشى از محبت او به عموزادهاش بدانند. اما خداوند با وحى اين آيه، او را به اين كار امر كرد و او نيز پس از آن، ولايت حضرت على عليه السلام را ابلاغ نمود. «٢»
٢- امام باقر عليه السلام فرمود:
خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله امر فرمود كه «ولايت» را براى مردم تفسير كند، همانگونه كه نماز، زكات، روزه و حجّ را براى آنان تفسير كرده است. در اين هنگام، سينه پيامبر صلى الله عليه و آله تنگ گرديد، ترسيد كه مردم از دينشان برگردند و او را تكذيب كنند. و اين مهمّ را به خدا واگذاشت.
خداوند نيز به او وحى فرمود: «اى رسول! آنچه را بدان مأمور شدهاى، ابلاغ كن ...» وقتى خداوند او را امنيت داد و از ابلاغ نكردن ترساند، رسول خدا نيز ولايت حضرت على عليه السلام را ابلاغ فرمود. «٣»