امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٣
ازطريق نصب امير مؤمنان، حضرت على عليه السلام، به مقام والاى «امامت و ولايت» بودهاست. «١»
طبق اين نظريه، مقصود از «ما انْزِلَ الَيْكَ» حكم خاص و جديدى بوده كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده و مقصود از «رسالت»، مجموع دين و احكام آن است. بنابراين، معناى آيه اين است: «حكمى را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده تبليغ كن، و گرنه در انجام اصل رسالت الهى، كوتاهى كردهاى.» چنين فرمانى نشانگر اهميّت موضوع اين حكم مىباشد كه همانند روح در كالبد دين، مايه حيات و حركت آن است و اساسش را استحكام و استقرار مىبخشد. به اين دليل، انتظار مىرفت كه گروهى از مردم با اين موضوع مخالفت كنند، بهگونهاى كه اوضاع را تغيير دهند و اركان دين را منهدم سازند؛ زيرا به گمان باطل آنان، پيامبر صلى الله عليه و آله آن حكم را از پيش خود، در جهت منافع خويش و برخلاف مصالح ديگران گفته است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله با چنين احساس خطرى كه نسبتبه اساس دعوت خود و ناكام ماندن تلاشهاى چندين سالهاش در راه انجام رسالت الهى داشت، تبليغ اين حكم را به تأخير مىانداخت و در انتظار فرصتى مناسب بهسر مىبرد تا بتواند آن را به مردم ابلاغ كند و آنها نيز بپذيرند. در چنين موقعيتى، اين آيه شريفه نازل شد و دستور فورى و اكيد نسبت به ابلاغ آن صادر گرديد و بر حفظ پيامبر و ناكام كردن دشمنان در توطئهها و نقشههايشان وعده داده شد. پيامبر صلى الله عليه و آله انديشناك بود كه با اظهار مسأله ولايت حضرت على عليه السلام مردم تصور كنند او از پيش خود، پسر عمويش را به جانشينى خويش برگزيده است. اما پس از نزول اين آيه در «غدير خم»، فرمان الهى را عملى ساخت و فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاه» «٢»
هر كه من مولاى اويم، على نيز مولاى اوست.
شأن نزول آيه «تبليغ»