امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٢
مطلب را ابلاغ نكنى، اقدامهاى قبلى تو بىفايده بوده و رسالت ادا نشده است. پس لحن آيه به ابتداى بعثت نمىخورد. در ضمن پيامبر در تمام دوران مكه، فقط به بيان توحيد و معاد پرداخت و احكام فرعى دين در مدينه ابلاغ شد. علاوهبر آن در بيان احكام هم، پيامبر به امر خدا تدريج و تأنى را رعايت مىكرد، پس تأخير انداختن، بهمنظور پيدا شدن زمينه و فرصت مناسب هم نيست، بلكه از آيه برمىآيد كه در اواخر دوران رسالت و بعد از ابلاغ بسيارى از اعتقادات و احكام، حكم خاصى بر پيامبر نازل شده و پيامبر مىترسيده كه ابلاغ آن حكم در مردم شورشى ايجاد كند و از ابلاغ آن حكم بر دين خود مىترسيده است و خداوند او را به تأكيد فرمان ابلاغ داده و امنيت دين را تضمين كرده است. و اينكه گفتيم بر دين مىترسيده از اين روست كه پيامبر هيچگاه در مسير ابلاغ دين بر نفس خويش نترسيده و رعايت جانب خويش را نكرده بلكه جان بر كف بوده است و در مكه و مدينه با ابلاغ پيام توحيد و احكام دين با شديدترين افراد درافتاده و خوفى به خود راه نداده است. آرى با توجه به بيان فوق معلوم مىشود كه اين حكم مهم در اواخر دوران بعثت بوده، زمانى كه فرصت ابلاغ آن ضيق بوده و از اين رو خداوند با تهديد و تأكيد ابلاغ آن را خواستار شده است و در آن زمان هم پيامبران از مشركان و اهل كتاب خوف نداشته چون عموم مردم شبه جزيره اسلام آورده بودند و اهل كتاب اعم از يهود و نصاراى شبه جزيره نيز منكوب شده و با خوارى و خفت حكم جزيه را پذيرفته بودند، بنابراين خوف آن بزرگوار از تازه مسلمانانى بوده كه ايمان در قلبشان استقرار نيافته و منافقانى كه براى رسيدن به آمال خود نقاب نفاق بر چهره كشيده بودند. تاريخ اسلام نيز مؤيد همين معناست، چون بلافاصله بعد از پيامبر اسلام همين منافقين بودند كه در مركز اقداماتى را صورت دادند و در خارج از مركز نيز مرتد شدند و مشكلاتى ايجاد كردند.
ج- پيام ولايت و امامت حضرت على عليه
امامت از ديدگاه عقل و نقل ٧٨ مراد از«اليوم» ..... ص : ٧٨
السلام
ديدگاه مفسران شيعه، بهطور عموم، آن است كه موضوع مهمّى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور ابلاغ آن گرديده، معرفى جانشين پس از خود و تعيين سرنوشت آينده اسلام و مسلمانان