امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٦٤
ولايت دوباره تكرار مىشد تا بفهماند ولايت اين مؤمنان با ولايت خدا و رسول فرق دارد ولى تكرار نشده و با حرف عطف اعلام شده كه ولايت در هر سه يكسان است؛ البته خدا بالذات و رسول و مؤمنان بالعرض؛ و حال آنكه نمىتوان براى همه مؤمنان نماز خوان زكاتدهنده با خضوع، ولايت تامه و مطلقه قائل شد، پس چارهاى نيست جز اينكه «هم راكعون» را بهمعناى اصطلاحىاش بگيريم تا آيه از عموميت خارج شود و فقط افراد خاصى را در برمىگيرد.
ب- ولايت رهبرى و سرپرستى:
تفسير ديگرى كه از سوى عموم مفسران شيعه در مورد اين آيه شده، اين است كه آيه مزبور درصدد معرفى كسانى است كه داراى ولايت بر مردم هستند و بايد عهدهدار اداره امور آنان باشند و اطاعت مردم نيز از آنها واجب است. بنابراين، «ولايت» بهمعناى سرپرستى، تصرّف در امور و رهبرى مادى و معنوى جامعه است.
از اين رو، اين آيه از جمله روشنترين دلايل بر صحّت امامت و ولايت حضرت على عليه السلام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله است. «١»
دلايلى براى اثبات تفسير دوم
١- اختصاص ولايت به افراد خاص: در ابتداى آيه شريفه، كلمه «انَّمَا» بر حصر و اختصاص ولايت براى مؤمنان خاصى دارد كه در حال ركوع صدقه مىدهند. و اين ولايت را نمىتوان به معناى موالات در دين و محبت و دوستى ميان مؤمنان دانست؛ زيرا اين مسأله اختصاص به گروه خاصى از مؤمنان ندارد، بلكه همه مؤمنان در آن مشتركند.
در آيه ديگرى نيز فرموده است:
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتِ بَعْضُهُمْ اوْلِياءُ بَعْضٍ» «٢»
مردان و زنان مؤمن، برخى از آنان دوستان برخى ديگراند.
بنابراين، با توجه بهمعناى «ولىّ» از نظر لغت، وقتى نتوانيم اين كلمه را بهمعناى «ولايت نصرت و محبت» بدانيم، پس فقط مىتوان گفت: بهمعناى «ولايت سرپرستى و