امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٥٣
اوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهمْ» و «انَّما وِلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ ...» اثبات كننده ولايت تامه براى آن حضرت است. و آيه «اطيعُوا اللَّهَ وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الْامْرِ مِنْكُمْ» اطاعت از دستورات ولايى و حكومتى آن حضرت را واجب مىشمرد. چون «اطيعُوا» در آن تكرار شده، و معلوم مىشود اطاعت از خدا يعنى اطاعت از احكام و دستورات الهى و اطاعت از پيامبر يعنى اطاعت از دستورات ولايى و حكومتى والّا اگر منظور از اطاعت از پيامبر، همان اطاعت از احكام و قوانين الهى بود كه ايشان از جانب خدا بيان مىفرمود، ديگر احتياج به تكرار «اطيعُوا» نبود و از اينكه در «اطيعوا» ى دوم پيامبر و اولىالامر با هم عطف شدهاند، باز معلوم مىشود كه اطاعت از پيامبر از جهت صاحب ولايت بودنش مطرح است. از اين رو مردم موظفند كه در مسائل حقوقى نيز به او مراجعه كنند و احكام و دستوراتش را بدون چون و چرا، بپذيرند. قرآن كريم مىفرمايد:
«انَّا انْزَلْنا الَيْكَ الكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما اراكَ اللَّهُ» «١»
ما قرآن را به سوى تو، به حق فرستاديم تا به آنچه خدا (از طريق وحى) به تو نشان داده، ميان مردم حكم كنى.
همچنين مىفرمايد:
«فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فى انْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً» «٢»
نه، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياوردهاند، مگر آنكه در نزاع ميان خود، تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مىكنى هيچ دلگير نشوند و تسليم محض باشند.
با توجه به آنچه ذكر شد، روشن مىگردد كه اطاعت از خدا بهمعناى اطاعت از احكام و دستورات او مىباشد و اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله بهمعناى اطاعت از او در دستوراتى است كه بهعنوان تبيين و تشريع احكام كلّى الهى و نيز احكامى كه در مقام رهبرى امت و قضاوت ميان افراد، صادر مىنمايد، هر چند حقيقت آن به اطاعت خدا باز مىگردد؛ زيرا لزوم اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله، خود حكم الهى است.