امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٩
خلاصه
١- از آيه ابتلا برمىآيد كه حضرت ابراهيم عليه السلام در طول زندگى، با آزمايشهاى سخت و طاقتفرسا امتحان شده و هدف از اين امتحانها، زمينهسازى براى شكوفا شدن استعدادهاى انسانى او و رسيدنش به كمالات والاى معنوى و اخلاقى بوده است. پس از آن، خداوند او را به مقام شامخ امامت نيز مفتخر ساخت. سپس حضرت ابراهيم عليه السلام اين مقام را براى فرزندان خود نيز از خدا خواست. خداوند فرمود: «اين مقام به ستمگران نمىرسد.»
٢- بهطور مسلّم، مقصود از امامت حضرت ابراهيم عليه السلام در آيه امامت، نبوّت او نيست؛ زيرا زمانى او به اين مقام رسيد كه از عهده امتحانها برآمده بود. در رأس آن آزمايشها، قربانى كردن فرزند بود كه آن نيز در سن پيرى و پس از دارا شدن فرزندان اتفاق افتاده و بهطور يقين، در آن هنگام او پيامبر بوده است.
٣- امام كسى است كه داراى مقام كامل ايمان- يعنى يقين- باشد و از هدايت ذاتى برخوردار بوده و در هدايت محتاج به ديگران نباشد. بنابراين، كسى كه در هدايت محتاج ديگران است، قطعاً شايسته امامت نيست.
٤- از مفاد آيه ابتلا برمىآيد كه امام بايد معصوم بوده و از تأييدات غيبى و الهى نيز برخوردار باشد.
همچنين امامت مانند نبوّت مقامى الهى است. از اين رو، امام نيز بايد توسط خدا و پيامبر تعيين و معرفى شود.