امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٦

و اما هدايتى كه شأن امامت است مرتبه‌اى بالاتر از اين مرتبه است و در قرآن از آن به‌صورت زير تعبير شده است: «وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا» «١» و (ابراهيم و ذريه او را) امامانى قرار داديم كه به امر ما رهبرى مى‌كنند. علّامه در توضيح معناى «هدايت به امر» مى‌فرمايد: هدايتى كه منصب امامت است نمى‌تواند معنايى غير از رساندن به مقصد داشته باشد و اين معنا يك نوع تصرف تكوينى در نفوس است كه با آن تصرف، راه را براى بردن دلها به‌سوى كمال و انتقال دادن آنها از موقفى به موقفى بالاتر، هموار مى‌سازد و چون تصرفى است تكوينى و عملى است باطنى، ناگزير مراد از امرى كه با آن هدايت صورت مى‌گيرد نيز امر تكوينى خواهد بود نه تشريعى .... «هدايت به امر» از فيوضات معنوى و مقامات باطنى است كه مؤمنين به وسيله عمل صالح به‌سوى آن هدايت مى‌شوند و به رحمت پروردگارشان ملبّس مى‌گردند و چون امام به‌وسيله امر هدايت مى‌كند مى‌فهميم كه خود امام قبل از هر كس متلبّس به آن هدايت هست و از او به سايرمردم منتشر مى‌شود. برحسب اختلافى كه در مقامات دارند، هركس به قدر استعداد خود از آن بهره‌مند مى‌شود. از اينجا مى‌فهميم كه امام رابط ميان مردم و پروردگارشان در اخذ فيوضات ظاهرى و باطنى است همچنان كه پيامبر رابط ميان مردم و خداى تعالى است در گرفتن فيوضات ظاهرى يعنى شرايع الهى كه از راه وحى نازل گشته و از ناحيه پيامبر به ساير مردم منتشر مى‌شود و نيز مى‌فهميم كه امام دليلى است كه نفوس را به‌سوى مقامات راهنمايى مى‌كند همچنان كه پيامبر دليلى است كه مردم را به سوى اعتقادات حق و اعمال صالح راه مى‌نمايد. البته بعضى از اولياى خدا تنها پيامبرند و بعضى تنها امامند و بعضى داراى هر دو مقام هستند مانند ابراهيم عليه السلام و دو فرزندش. «٢» ٣- از گفتار سابق روشن شد كه مراد از كلمه «ظالمين» در اين آيه، مطلق كسانى است كه از آنها هر نوع ظلمى سرزده باشد، اعم از اين‌كه ظلم كوچك باشد يا بزرگ و يا اين ظلم از نوع شرك و كفر باشد يا معاصى ديگر، و نيز در آغاز عمر صورت گرفته باشد و يا آخر عمر، هر چند توبه كرده باشند؛ زيرا مردم برحسب تقسيم عقلى، منحصر در چهار گروهند: يا در سراسر عمرشان ظالمند يا در تمامى عمرشان هيچ‌گاه ظلم نمى‌كنند، يا در ابتداى عمر ظالمند و در