امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٥
فرموده قرآن، داراى ايمان كامل بوده، و به مقام يقين رسيده باشد. «١» و به قول علّامه طباطبائى، ملكوت اين عالم برايش مكشوف باشد. «٢» براى حضرت ابراهيم عليه السلام، ملكوت عالم آشكار شد و در نتيجه، به مقام والاى يقين نايل آمد. «٣» روشن است كه چنين امامى از هدايت بدون واسطه الهى برخوردار است و به هيچ وجه، در برههاى از عمر خويش، به ظلم و گناه آلوده نخواهد شد. قرآن مىفرمايد:
«افَمَنْ يَهْدي الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لا يَهْدى الَّا انْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» «٤»
آيا كسى كه بهسوى حق هدايت مىكند براى پيروى شايستهتر است يا آن كه خود هدايت نمىشود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مىشود، چگونه داورى مىكنيد؟!
چنانكه مشاهده مىكنيم، در اين آيه، ميان هادى بهسوى حق و ميان كسى كه محتاج به هدايت ديگران است فرق گذاشته و اين دو را مقابل هم قرار داده است. اين مقابله اقتضادارد كه هادى بهسوى حق كسى باشد كه مانند دومى محتاج هدايت ديگران نباشد.
٢- هدايت در قرآن درجاتى دارد. درجهاى از آن شأن نبوت و درجهاى شأن امامت است. هدايتى كه شأن نبوت است همان راهنمايى و نشان دادن راه از چاه، حق از باطل و درست از نادرست است. پيامبران از جانب خدا راهنمايى بشريت را بهعهده دارند و با ابلاغ معارف و احكام الهى راه سعادت را از راه شقاوت آشكار مىسازند و بشر را به پيمودن راه سعادت دعوت مىكنند.